امروز: پنج شنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۰ / بعد از ظهر / | برابر با: الخميس 15 ربيع أول 1443 | 2021-10-21
کد خبر: 44507 |
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۴ |
۰
| می پسندم
ارسال به دوستان
پ

 استاد شاهمرادی با تخلص شعری (آزاد) به واقع انسانی حر و آزاد از تعلقات زائد و دست و پاگیر مرسوم بود.

«تورپاق اوسته یاتان شاعیر

خیال‌لارا باتان شاعیر

دوشونجه‌یه چاتان شاعیر

قالخ ایاغا ائلی سسله

اوره گینده عشقی بسله»

✍️ رضا قاسمپور

شهریور ۹۷ همزمان با ورود به کرج برای آشنایی با شعرای البرز هر از گاهی به محافل ادبی (ترکی و فارسی و….) کرج سرکشی می‌کردم.

استاد رزاق شاهمرادی (آزاد) تقریبا فصل مشترک و پای ثابت تمام محافل ادبی ترکی‌سرای تهران و کرج بودند.

مردی باوقار، خوش‌تیپ، ورزشکار با اندامی کشیده و در عین حال شاعری به غایت عاطفی، بی‌ادعا، صمیمی و دوست‌داشتنی. در اکثر مراسمات با همسر مهربان خود شرکت فعالانه داشته و مرا تشویق به حضور و خوانش شعر می‌نمود. “آزاد” پای اغلب پست‌های اینستاگرامی‌ام شعرهای ناب و بایاتی‌های روح‌نواز نثار می‌نمود.
سال ۹۸ که استارت تاسیس رسمی انجمن زنجانی‌های مقیم البرز زده شد، در اکثر جلسات پا به پای مؤسسین اولیه پیگیر و پای کار بود.

قبل از شروع کرونا ما را به مراسم عروسی خواهرزاده اش (گل دختر شاعر “امانسیز”) در چهارباغ کرج دعوت نمود. شبی به یاد ماندنی با شعرا و هنرمندان شمالغرب رقم خورد. از تموج خیالات شاعرانگی و بارش فکری اهالی هنر مشعوف گشته و لبریز احساسات فاخر انسانی شدیم.

اوایل پاییز یکی از بستگانش که از دانش‌آموزان شهیدستان کرج می‌باشند چند عدد هندوانه از روستای رجعین زنجان سوغاتی آورده بود، تماس گرفتم و گفتم کجایی استاد؟ گفت اتفاقا چهارراه طالقانی‌ام. به مدرسه آمد و گپی مفصل زدیم و هندوانه‌های زادگاهش را تقسیم به عشق نمودیم.

 

 

حدود یک ماه پیش همراه با #دکتر_تقیلو شاعر و نویسنده سه نفری سری به #استاد_ناظر_شرفخانه‌ای زدیم، چند ساعتی در خلوت شاعرانه استاد ناظر شعرخوانی کردیم، وقتی استادشاهمرادی می‌خواست شعر بخواند گوشیش را به دستم داد و گفت: یاشار جان با دقت فیلم بگیر شاید این آخرین دیدارمان باشد، و البته همان شد که گفته بود.

زمان زیادی بود که قصد نقد و معرفی اشعارش را داشتم، هر سری که وقتی برای مصاحبه می‌خواستم طفره می‌رفت و می‌گفت نیاز به مصاحبه نیست، هر زمان خودت مرا شناختی مطلبی بنویس!

آبان ۹۹ در درازنای شبی خلیایی بی‌اطلاع استاد شاهمرادی یادداشتی ترکی برای اشعارش نوشتم و منتشر کردم، صبح مرا به زنگ احساس و عاطفه بسته بود که چرا و چگونه اینهمه اطلاعات از من به سرقت برده‌ای؟ گفتم استاد وقتش بود که بنویسم و نوشتم، از استاد بیانی مدیر مسئول ماهنامه وزین بایرام تقاضا کردم که یادداشتم را در خصوص آفرینش‌های ادبی شاهمردادی همشهری ساکن کرج در ماهنامه‌اش منتشر نماید.

سه هفته پیش تماسی با شاهمرادی داشتم، با صدای رنجوری گفت بیمارستان کوثر کرجم و اسیر کرونا ویروس، گفتم استاد الان خودمو می‌رسونم، گفت مبادا این طرف‌ها آفتابی شوی، ملاقاتی در کار نیست و اگر بیایی نمی‌بخشمت.

متأسفانه بعد از آن به هر دری زدم نتوانستم جویای احوالات کروناییش شوم، تلفنش چون نوار قلبش به سردی گرایید و این ویروس منحوس روح بزرگ رزاق را ۲۸ آذر ۹۹ از قفس تن آزاد نمود.

استاد شاهمرادی با تخلص شعری (#آزاد) به واقع انسانی حر و آزاد از تعلقات زائد و دست و پاگیر مرسوم بود.

روحش شاد و یادش ماندگار باد 🥀

 

 

رضا قاسمپور
گزارش: رضا قاسمپور
لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top