امروز: جمعه, ۳۰ مهر ۱۴۰۰ / قبل از ظهر / | برابر با: الجمعة 16 ربيع أول 1443 | 2021-10-22
کد خبر: 41657 |
تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۴۰۰ - ۲:۵۹ |
۰
| 2
ارسال به دوستان
پ

شعر پیش رو سروده ای از اکبر حمیدی متخلص به شایق که در ادامه می آید.

بسته شد، شش جهتم، راه اگر باکی نیست
درد سنگینِ من این استکه پژواکی نیست

تشنگی می وزد از سمتِ بیابانِ عطش
هیچ سویی اثر از چشمه ی نمناکی نیست

گشته سهمم همه از پنجره ها تاریکی !
یعنی اینجا خبر از عالمِ افلاکی نیست

درد من درد گران است در این شهر غریب!
ایدریغا چه توان کرد، که ادراکی نیست

نرسد گر به اجابت نفس هیچ کسی!
چونکه در شهر ریا یک دهن پاکی نیست!

تا به فتوای شما عشق و صداقت جُرم است
دیگر از محکمه ی شیخِ قضا باکی نیست

جُز تحمّل ، چه کند با غمِ سنگین( شایق)
راهِ دیگر که در این زندگی خاکی نیست

 

 

 

سروده ای از اکبر حمیدی متخلص به شایق
لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top