امروز: جمعه, ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ / بعد از ظهر / | برابر با: الجمعة 6 شوال 1446 | 2025-04-04
کد خبر: 31418 |
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۹:۰۶ |
۰
| 2
ارسال به دوستان
پ

آغازین روزهای جنگ بود که ۸۵ دلاور پاسدار و بسیجی کرجی در نبردی نفس گیر، دشمن متجاوز را در قله استراتژیک چغالوند زمین گیر کردند و نامی ماندگار را به نام «تپه کرجی ها» برای مردم گیلانغرب به یادگار گذاشتند.

به گزارش کرج رسا، قله چغالوند یکی از ارتفاعات مشرف بر منطقه غرب از ورودی شهر گیلانغرب تا تمام جبهه ها، دشت و تپه ماهورها این منطقه بود و این نقطه استراتژیک برای ما و دشمن متجاوز بعثی، خیلی مهم و حیاتی به شمار می رفت، به طوریکه این قله در اختیار هر طرف درگیری که قرار داشت برنده میدان جنگ در آن منطقه بود.

ساعات اولیه صبح روز ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ دشمن متجاوز و رژیم بعث عراق حمله سنگین خود را به مرزهای جنوب شرقی کشور و خوزستان کلید زد، هجوم سراسری رژیم بعث بویژه به شهرهای غربی کشور و از جمله استان کرمانشاه با پشتیبانی هوایی و آتش سنگین توپخانه دشمن شدت بیشتری گرفت.

 

 

در این هجوم بی رحمانه، سپاه دوم رژیم متجاوز بعثی با بهره گیری از ۸۰ درصد از توان رزمی خود و لشکرهای ۴ و ۸ پیاده و ۶ و ۱۲ زرهی حمله را از هشت محور فرعی آغاز کردند.

لشکر۴ پیاده ارتش عراق در نخستین روزهای جنگ، خود را به شهر گیلانغرب رساند به طوریکه به دلیل عدم پیشروی لشکر ۶ زرهی در محور خانقین ـ قصرشیرین ـ سرپل ذهاب به حفظ جناح جنوبی این لشکر اکتفاء کرد و با سقوط قصرشیرین، لشکر ۴ پیاده در صبح روز پنجم مهر ۱۳۵۹، به همراه تیپ ۲۴ مکانیزه با عبور از سه راهی سرپل ـ قصرشیرین ـ گیلانغرب و حرکت در جاده قصرشیرین به گیلانغرب، خود را به غرب شهر گیلانغرب رساند.

قوای دشمن به دلیل مقاومت دلاورانه مردم غیور و شجاع گیلانغرب خسارت زیادی دیدند و در ادامه حرکت مردم، عملیات واحدهای هوانیروز نیز آسیب فراوانی به انتهای ستون قوای دشمن وارد آورد، به طوری که آنان مجبور به عقب نشینی از شهر و استقرار در چند کیلومتری غرب و ارتفاعات آن شدند.

ورود رزمندگان کرجی به گیلانغرب و طعم اولین شکست دشمن

خبر تجاوز رژیم بعث سینه به سینه به گوش جوانان وطن رسید و دیری نپایید تا در همان دی ۱۳۵۹ تا شهریور ۱۳۶۰، پنج گروه رزمنده بسیجی و سپاهی از کرج به فرماندهی و هدایت سردار شهید مهدی شرع پسند، به گیلانغرب اعزام شدند.

سردار شرع‌پسند که به آقا مهدی بین رزمندگان لقب گرفته بود به همراه یارانش توانست در ۲ عملیات ایذایی، قله استراتژیک چغالوند را تسخیر کرده و در نتیجه گیلانغرب را از دید و تیررس مستقیم نیروهای بعث عراق خارج کند.

دشمن تا بن دندان مسلح در حالی طعم نخستین شکست خود را از رزمندگان ایرانی چشید که نخستین گروه شامل ۴۴ نفر، دهم دی ۱۳۵۹ به طرف گیلانغرب رفتند.

این عملیات در منطقه آوزین و آزادسازی تپه مشهور به «ابرویی» در این دوره اتفاق افتاد و این رزمندگان از چهاردهم تا هجدهم دی‌ماه با کمترین امکانات توانستند اولین طعم شکست را بر دشمن مجهز و تا بن دندان مسلح بچشانند.

برای عملیات فتح قله چغالوند نیز دومین گروه در قالب ۸۵ پاسدار و بسیجی کرجی روز ۱۲ اسفند ۱۳۵۹ عازم گیلانغرب شدند و این عملیات روز ۲۵ اسفند آغاز شد و در پی تدبیر آقا مهدی فرمانده جوان پس از چهار روز نبرد قهرمانانه این قله استراتژیک فتح شد.

بچه های کرج برای ممانعت از پیشروی دشمن در جریان این عملیات بر روی تپه‌ای سنگر گرفتند و از آن پس این تپه به نام تپه کرجی‌ها مشهور شد.

برای حفظ قله چغالوند باید جبهه تپه کرجی‌ها تقویت می‌شد که این ماموریت بر عهده گروه سوم قرار گرفت و این گروه نیز که متشکل از ۶۸ نفر پاسدار و بسیجی بود در هفتم اردیبهشت ۱۳۶۰ از کرج به گیلانغرب و محور آوزین اعزام شد.

از آن زمان تاکنون تپه کرجی ها یادگاری از رزمندگان کرجی برای مردم گیلانغرب باقی ماند تا یادآور رشادت های بسیجیان و سپاهیان کرج باشد و همواره از نقاطی است که کاروانهای راهیان نور در این مکان بازدید دارند.

 

تپه کرجی‌ها

 

سردار شرع پسند متولد شهر کرج از فرماندهان شجاع در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود، او در علمیات آزاد سازی خرمشهر نیز نقش مهمی داشت و پس از فتح خونین شهر او نخستین کسی بود که از منار مسجد جامع این شهر بالا رفت و پرچم ایران را به اهتزاز درآورد.

 

 

روایت یاد شده برداشت و برگرفته از کتاب «تپه کرجی‌ها» است که شامل خاطرات رزمندگان کرجی در جبهه گیلانغرب است که به کوشش سعید علامیان و انتشارات حنظله وابسته اداره کل حفظ منتشر شده است.

کتاب «تپه کرجی‌ها» فراهم آمده از خاطرات شفاهی ۴۱ رزمنده‌ای است که در جمع آن گروه‌ها به گیلانغرب اعزام شده و شاهدان عینی وقایع آن مقطع تاریخی و آن قطعه جغرافیایی بودند.

آقا مهدی معلم اخلاق بود

یکی از فرماندهان دفاع مقدس و از همرزمان سردار شهید مهدی شرع پسند می گوید: این شهید والامقام معلم اخلاق بود به این معنی که اخلاق را بصورت تئوری تدریس نمی کرد بلکه با عمل خود اطرافیان را تحت تاثیر قرار می داد و در همه عرصه های خطر پیشتاز و جلودار قافله بود.

 

سردار شهید مهدی شرع پسند

 

حاج علی کرمی از فرماندهان ارشد لشکر۱۰ سید الشهدا (ع) در دوران دفاع مقدس و از همرزمان شهید آقا مهدی به بیان خاطراتی از این سردار شهید پرداخت و افزود: دی ماه سال ۱۳۵۹ بود و حدود سه ماه از حمله ناجوانمردانه صدام به ایران می گذشت که دومین گروه اعزامی از سپاه کرج به فرماندهی شهید شرع پسند به غرب کشور یعنی جبهه های گیلانغرب اعزام شدیم.

وی ادامه داد: درست یادم است که وقتی می خواستیم از کرج حرکت کنیم با سلاح و تجهیزات کامل با دو دستگاه مینی بوس از جاده اشتهارد، همدان، کرمانشاه و اسلام آباد غرب عبور کردیم و از گردنه زیبای قلاجه گذشتیم، شب به شهر قشنگ و جنگ زده و خالی از سکنه گیلانغرب رسیدیم.

وی افزود: با ورود ما به شهر بچه های سپاه گیلانغرب خیلی خوشحال شدند و به استقبال ما آمدند و خیلی ما را تحویل گرفتند و برای ما پتو و وسائلی فراهم کردند و ما را در مقری که خالی از سکنه بود اسکان دادند و حدود سه شبانه روز در آنجا مستقر بودیم.

این جانباز دفاع مقدس گفت: در طول این مدت آقا مهدی هر روز صبح زود بچه ها را در بیرون ساختمان در کنار خیابان اصلی به خط می کرد و بعد از قرائت قرآن، ورزش صبحگاهی را شروع می کرد و همه در حال دویدن و شعار دادن در خیابان اصلی بودند.

چهره شهر تغییر کرده بود، مردمی که در گوشه و کنار خیابان ها و مغازه هایی که باز بودند وقتی این صحنه را می دیدند خیلی روحیه می گرفتند و ابراز احساسات می کردند و بچه ها را دعا و تشویق می کردند و بچه ها نیز کم نمی گذاشتند و با شور و حال خاصی ورزش می کردند البته مشوق همه آقا مهدی بود که جلوی همه حرکت می کرد و دیگران به دنبال او.

وی افزود: آقا مهدی در هر کاری پیش قدم بود و استارت کار را او می زد در صورتی که او یک فرمانده بود و می توانست یک گوشه بنشیند و فقط دستور بدهد و نظارت در کارها داشته باشد ولی اگر او این کار را می کرد دیگر آقا مهدی نمی شد که وقتی دستور می داد بچه ها از دل و جان گوش به فرمان باشند.

وی اضافه کرد: ابتدا ما با مشقت فراوان نیرو و مهمات خود را بردیم روی تپه صخره ای که هیچکس روی آن نبود مستقر شدیم، قرار بود صبح زود یک دسته از نیروهای ما با کمک یک تیم از بچه های بومی عملیات انجام بدهند و دشمن روی تپه صخره ای که بعداً به آنها تپه ابرویی می گفتند مستقر بودند.

کرمی در ادامه با شرح ماوقع چگونگی عملیات و آزادسازی ارتفاعات چغالوند، گفت: در این عملیات به چشم خود دیدم که آقا مهدی در خط مقدم و حتی جلوتر از خط مقدم بود و خودش دست به کار می شد و حتی سنگر کمین می زد.

آقا مهدی خیلی محجوب بود بندرت دستوری را صادر می کرد. سعی می کرد تا آنجائیکه می شود به کسی زحمت ندهد و کاری که خودش می توانست انجام دهد به کسی نمی گفت مثل همین سنگر زدن و تا جائیکه امکان داشت کار و وظیفه دیگران را هم خودش انجام میداد مثل نگهبانی و غیره.

در این عملیات ما بچه های عزیزی را همچون شهید راست روش و حسین فلاح زاده را تقدیم کردیم ولی آقا مهدی نشان داد شهادت آن دو بزرگوار باعث رکود و خمودگی سایر نیروها نمی شود.

 

 

ایرنا

لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top