امروز: جمعه, ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ / قبل از ظهر / | برابر با: الجمعة 6 شوال 1446 | 2025-04-04

بخندید … همه مشکل دارند … من دارم، شما هم دارید … همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست … یاد بگیرید بخندید …

اول از همه اینکه

هرگز عادت به بازگو کردن مشکلات خود نزد همه نکنید …

بازگو کردن مشکلات، وزن آنها را زیاد میکند… علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان را جلو کسی باز می‌کنید، او هم سفره خودش را برایتان باز میکند… و این یعنی تمام زمانی که میتوانستید با دوست خود شاد باشید و کلی خوش بگذرانید صرف یادآوری مشکلات و سختی هایتان شد.

دوم اینکه

فقط به زمان حال فکر کنید …

گذشته‌ تان و آینده‌ تان را خیلی جدی نگیرید …

اصلا پاپیچ خرابکاری ها و کوتاهی‌ هایی که در گذشته در حق خودتان کرده‌اید، نشوید.

همه همینطور بوده‌اند و انگشت فرو کردن در زخم های قدیمی، هیچ فایده‌ای جز چرکی شدن آنها ندارد. آینده را هم که رسما باید به هیچ وجه به حساب نیاورید. ترس از حوادث و رخدادهای احتمالی، حماقت محض است.. فکر هر چیزی ، از خود آن چیز معمولا سخت‌تر و دردناک‌تر است …

سوم اینکه

به خودتان استراحت بدهید …

حالا می‌گویم استراحت، یکهو فکرتان نرود به سمت یک ماه عشق و حال وسط سواحل هاوایی …! وسط همه گرفتاری ها و استرس ها و بدبختی‌ هاتون …!!! آدم میتواند خیلی شیک به خود، مرخصی چند ساعته بدهد …

کمی تنهایی، کمی بچگی کردن، یا هر چیز نامتعارفی که شاید دوست داشته باشید… که کمی از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را بگیرد … مثل نهنگ‌ ها که هر از چندگاهی به بالای آب می‌آیند و نفسی تازه می‌کنند و دوباره به زیر آب برمی‌گردند …

چهارم اینکه

تن‌ تان را بجنبانید … ورزش قاتل استرس است … لزومی هم ندارد که وقتی می‌گوییم ورزش، خودتان را موظف کنید روزی هزار بار وزنه یک تنی بزنید و بازو دربیاورید … همچین که یک جفتک چارکش منظم و خفیف در روز داشته باشید، کلی موثر است …

پنجم اینکه

واقع‌ بین باشید … ما بیشتر استرسمان بابت چیزهایی است که کنترلی روی آنها نداریم …

ششم اینکه

باور داشته باشید: زندگی‌تان، میدان و مسابقه اسب‌ دوانی نیست !

خودتان را دائم با دیگران مقایسه نکنید… مقایسه کردن و ” رقابت‌ پیشگی “، استرس‌ زا است …

اینکه جاسم فوق‌ لیسانس دارد و من ندارم و قاسم لامبورگینی دارد و من ندارم و شما را دقیقا می‌کند همان اسب مسابقه که همه عمرش را بابت هویج سر چوب، دویده و به هیچ کجا هم نرسیده … زندگی مسخره‌ تر از چیزی است که شما فکرش را می‌کنید … هیچ دو نفری لزوما نباید مثل هم باشند …

خودتان باشید …

هفتم اینکه

از مواجهه با عوامل ” ترس‌ زا ” هراس نداشته باشید :

مثال ساده آن، دندان‌ پزشک است … وقتی دندان خراب دارید، یک کله پیش دکتر بروید و درستش کنید… نه اینکه بترسید و یک عمر را از ترس دندان‌ پزشک، با درد آن بسازید و همه لقمه‌ هایتان را با یکطرفتان بجوید …

نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس درد است … ترس، استرس می زاید.

هشتم اینکه

خوب بخورید و بخوابید …

آدمی که درست نخوابد و نخورد، مغزش درست کار نمی‌کند … مغز علیل هم، عادت دارد همه چیز را سخت و مهلک نشان دهد … آدم وقتی گرسنه و خسته است، یک وزنه یک کیلویی را هم نمی‌تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کیلویی …

نهم اینکه

بخندید …

همه مشکل دارند … من دارم، شما هم دارید …

همه بدبختی داریم، گرفتاری داریم و این موضوع تابع محل جغرافیایی آدمها هم نیست …

یاد بگیرید بخندید …

به ریش دنیا و مشکلات بخندید …

به بدبختی‌ها بخندید …

به من که دو ساعت صرف نوشتن این موضوع کردم، بخندید … به خودتان بخندید …

دو بار اولش سخت است، اما کم کم عادت میکنید و می‌بینید که رابطه خنده و گرفتاری، مثل رابطه خیار است و سوختگی پوست … درمانش نمی‌کند اما دردش را کم میکند.

 

 

به قلم: نیکا سرمد؛ روانشناس بالینی

لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top