امروز: جمعه, ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ / بعد از ظهر / | برابر با: الجمعة 6 شوال 1446 | 2025-04-04
کد خبر: 43232 |
تاریخ انتشار : ۱۵ فروردین ۱۴۰۴ - ۱۸:۳۷ |
۰
| 4
ارسال به دوستان
پ

شعر پیش رو سروده ای از اکبر حمیدی متخلص به شایق است.

در هوایت مرغکی بی آشیانم بعد از این
از جدائی در تبِ آه و فغانم بعد از این

دلخوشی هایم به پایان آمده با رفتنت!
چون پرنده در قفس باید بمانم بعد از این

بی قرارت بودنم را آزمودی پیش از این
دلبرا، دیگر مکن تو امتحانم بعد از این

ماهِ من از بس که در بندِ محاق افتاده ای!
ترسم آخر تیره گردد آسمانم بعد از این

رفتی و داغِ جدایی بر وجودم شعله زد
تا بسوزاند درونِ استخوانم بعد از این

از تو گفتن بهترین مضمون نابِ عاشقی ست
خوش نشیند وصفِ رویت در بیانم بعد از این

گشته ام مجنونِ صحرا گردِ لیلائی که نیست!
می درخشد نامِ تو در داستانم بعد از این

کاش می شد تا ببینم گلشنِ روی تو را
تا مبادا شایقا گردد ، خزانم بعد از این

 

سروده ای از اکبر حمیدی متخلص به شایق
لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top