کلهرنیا گفت: در دنیای مدرنیسم شهر به عنوان سکونتگاه تعاریف ویژه و مشخصی دارد. مثلا آیتم های شهر دانشگاهی کاملن متفاوت از شهر مدرن، شهر مذهبی و شهر توریستی است.
✍️ رضا قاسمپور
عصر چهارشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۱ به دعوت دوست اندیش ورزم “سعید توکلی” در چهل و هشتمین “رویداد گپ” همسفره اندیشه و نگاه گسترده استاد “بهرام کلهرنیا” در تالار نژاد فلاح (ملاصدرا) هستیم.
در این نشست یک و نیم ساعتی به واقع با بمباران واژهها و پرتاپ ایدهها و شلیک تلنگرها از سوی استاد کلهرنیا و البته رندی مجری برنامه،به واقع گذشت زمان حس نمیشود.با اینکه سالن مملو از مشتاقان خردورزی و دوستداران اندیشگی است. ولی سکوتی عجیب بر چهاردیواری نیلگون حکمفرما بوده و هرزگاهی مخاطبان بیاختیار استاد را به باد تشویق مینوازند.
سیر کلمات و دایره واژگان اصیل ایرانی چنان در دهان استاد میلولند که اجازه نت برداری درست و درمان را به کسی نمیدهد آنچه ذیلا باهم تورق میکنیم برداشتهای شخصی ونقل به مضمون از بمباران سالن توسط این نخبه فرهنگی هنری است که در خاطرم خرامیدهاند.
فهوای سخنان اعتراضی و جانمایه واگویه های کلهرنیا انتقاد از شخم زدن بی مهابای سنت های اصیل ایرانی به بهانه پذیرش و استقبال از مدرنیته و همچنین شیرجه رفتن به سمت پست مدرنیسم است.
انسان روزگار غارنشینی پدیده هایی بوجود آورده بود که تا با آنیمای جهان ارتباط گرفته و در تلاش برای اتصال و وحدت وجودی با جانِ جهان بود.
زبان به عنوان بزرگترین دستگاه ارتباطی و موجودیتی ما بوده و عمق اندیشگی ما به گستردگی دایره واژگان و تعمیق مفاهیم آن وابسته می باشد.انسان تنها موجود رنگ بین و رنگ شناس جهان بوده و مغز ما رنگساز است.
در روانشناسی رنگها اگر رنگ بنفش نماد پیرسالاری باشد رنگ زرد رنگ خلاقیت و شکوفایی، دانایی و پیشتازی است در حالیکه آبی مملو از برتری طلبی،رقابت و نوعی ستیز می باشد. جانِ ما باید پذیرای ایده های نو و ادراکات عمیق و مکنونات دقیق باشد. ناچاریم دستورالعملهایی برای احیای جهان رو به انحطاط خود خلق کنیم.
ما بیش از هرچیز نیازمند صلح درونی با خود و البته با طبیعت و شهرهای خود هستیم.از شهرهای ما پلشتی،اعوجاج و نکبت میبارد.سکونتگاههای ما آکنده از پارازیتهای منفی و امواج زیانبار است.
جانِ شهر را به بهانه رشد و توسعه ستاندهاند. با یک بحران نابودی سنتهای تاریخی و بومی روبرو هستیم. بطوریکه امروز ما به شدت نیازمند موزه لباسها، غذاها، بازیها، سنتها و عنعنه های بومی و محلی ایرانی هستیم تا حداقل داراییها و مالکیت معنوی خود را از تاراج کامل محافظت کرده و فرزندانمان لااقل از پشت ویترینها تماشاگه رازهای اجداد و نیاکان خویش باشند.
باید توجه کنیم که مدرنیسم یک طرز فکر است نه صرفا تظاهرات بیرونی که ما به خود گرفته ایم.ما پیشینه تاریخی و داشتههای خود را بقچه کرده و با پوسته ظاهری و شهرآشوب مدرنیسم عوض کرده ایم.
جان، گمشده ایرانی است و جهان ما ایرانی نیست. در دنیای مدرنیسم شهر به عنوان سکونتگاه تعاریف ویژه و مشخصی دارد.مثلن آیتم های شهر دانشگاهی کاملن متفاوت از شهر مدرن، شهر مذهبی و شهر توریستی است.
شهرهای ما کپیهای ناشیانه و گرتههای درجه دو سه از پایتخت بوده و از هویت اصلی خود تهی شدهاند. در این بلبشوی فرهنگی و پلشتی هویتی بافت شهر یزد تا حدودی زخم های چرکین ما را مداوا می کند. در حالیکه کلانشهری چون کرج فاقد هویت شهری بوده و آبستن تنشهای بصری و تزاحمات فرهنگیاجتماعی است. صدا و سیمای ما بیمار و آفت ساز است و باری وزین بر دوش توسعه و پیشرفت ملی و منطقهای ماست. باید در سکونتگاههای ما فکر جدید و اندیشه نو پمپاژ گردد.ما به جای رشد باید دنبال توسعه همه جانبه،پایدار،متوازن و انسانمدار باشیم.
در پایان استاد کلهرنیا به بیان تاریخچه هنرستان هنرهای زیبای زادگاهش کرمانشاه پرداخته و خارهای مغیلانی که پیش پای راهاندازی و توسعه این مرکز فرهنگی هنری بوده است را یادآور شدند.
در این اثنا سه سال و اندی مدیریتم در هنرستان هنرهای زیبای زنجان پیش چشمانم رژه می رفتند هنرستانی که با ۷ نفر هنرجوی مردودی تحویل گرفته و با ۱۲۰ نفر هنرجوی حاذق تحویل داده شد.بماند رتبه های برتر کنکور از جمله کسب رتبه ۹ کنکور در سال ۹۷ و مرارتهای بیشماری که در راهاندازی رشته موسیقی در شهر مذهبی زنجان به دوش ناتوانم بار شد ولی به لطف خدا و یاری دوستانِ جان، کردم آنچه را که امروزه روز ناشدنی است.

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.