پدیده معلولیت، پدیده ای فرهنگی است، زیرا بر ارزش های جامعه اثر می گذارد و از ارزش های جامعه منبعث میگردد.
نگریستن به پدیده معلولیت اگر همراه این باور باشد که همواره در طول تاریخ افرادی در تمامی جوامع و قبایل به دلایل مختلف بدان دچار میگردند و این امر بههیچعنوان اختصاص به منطقه یا ملت خاصی ندارد میتواند منشأ بسیاری از برنامهریزیهای مدرن و کارساز در جهت مقابله صحیح با این پدیده گردد. در جهان پیشرفته امروزی اولین و مهمترین اصلی که موردتوجه برنامه ریزان و متولیان جامعه قرارگرفته است توجه به پذیرش واقعیتهای موجود در ارتباط با پدیده معلولیت و نیز تلاش و اقدام جدی و هماهنگ در جهت پیشگیری از بروز آن میباشد و قطعاً در جامعهای که به فرد معلول در نگاه نخست بهعنوان یک انسان همانند دیگر انسانها و محق استفاده از امکانات دیده میشود، می توان انتظار پیشرفت و ترقی و استقلال افراد معلول را داشت چراکه با این دیدگاه از طرف جامعه فرد معلول با بهرهمندی از یک بهداشت روانی متعادل و اطمینان از مقبولیت جمعی و پرهیز از روحیه ترحم سایرین میتواند با تسلط بر نیروهای ذاتی و استعدادهای نهفته خودش و در نظر گرفتن محدودیتها و پذیرش معقولانه آنها، زندگی مستقل و کارآمدی همراه با موفقیت در عرصه های مختلف برای خویش رقم زند. البته در این میان نقش خود افراد معلول و تأثیری که نوع دیدگاه آنان نسبت به معلولیت خویش در جامعه میتواند مطرح گردد بسیار مهم و قابلتوجه میباشد. درواقع افراد معلول با داشتن این تصور که معلولیت آنها باعث محدودیتهایی ازنظر جسمی برای آنان میگردد اما این امر به هیچ وجه بازدارنده از رشد قوای ذهنی و دستیابی به موفقیت نیست.
حضور افراد معلول در جامعه و دادن نقش به آنها به مثابه یک امر اجتماعی موردتوجه سازمانهای بین المللی پیشنهاد دهنده مشارکت معلولین در توسعه فعالیت های اجتماعی مورد پذیرش اکثر کشورهای جهان قرار گرفته است. این حضور در حقیقت استفاده از بخشهایی از بدنه جامعه انسانی است که نتوانسته اند تاکنون نقش فعالی را برای ابراز وجود و تثبیت موقعیت انسانی و اجتماعی و اقتصادی ایفا نماید. به زبان ساده این حضور بیانگر یک غفلت تاریخی است که وجدان های پاک را به جبران گذشتهای غیرانسانی که بر افراد معلول و کمتوان گذشته است فرامیخواند، فراموش کردن بخش هایی از جامعه که به سبب مجموعهای از عوامل که موجب کمتوانی و معلولیت میشود خود نوعی معلولیت مضاعف است که برنامه ریزان و مسئولین اغلب کشورها بدان آگاه شده و از آن پرهیز میکنند.
در جهت این امر مهم نه تنها نهادها و سازمانهای مسئول ارائه خدمات به معلولین مانند وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی کشور، سازمان آموزش و پرورش استثنایی، بنیاد شهید و امور ایثارگران، کمیته امداد و…. از جایگاه ویژهای برخوردار میگردند بلکه همه دستگاه هایی اجرایی کشور به فعالیت همه جانبه و هماهنگ فراخوانده میشوند و نهایتاً انتظار میرود که دولت بتواند چنین رویکردی را در کلیه زمینههای فرهنگی و با استفاده از تمامی وسایل ارتباطجمعی وارد ساخته و فرهنگ نوینی از مشارکت همه جانبه و کامل مردمی بیافریند.
لذا میبایست پیش زمینه های اجتماعی موجود باشد تا معلولان را قادر سازد به واسطه فرصت های یکسان برای زندگی و فعالیتهای خود در اجتماع مستقل از مؤسسات خیریه و نهادهایی از این دست به سر برند. بازپروری معلولان به منظور دستیابی به زندگی مستقل به نحوی که خود مسئول زندگی خویش بوده و به خودکفایی برسند و نیز بتوانند به جامعه بپیوندند از اصول شرافت و وقار انسانی محسوب میشود. بنا بر آمار، حدود ۱۲ درصد از جمعیت ایران را معلولین تشکیل میدهند که از این میزان در حدود ۲ میلیون نفر دارای معلولیت شدید و ۵/۶ میلیون نفر معلول کمتوان در ایران زندگی میکنند. آمار سازمان بهداشت جهانی معلولین بزرگترین اقلیت جهان هستند. بنا بر آمار سازمان جهانی بهداشت هماکنون بیش از ۶۰۰ میلیون نفر از ساکنان جهان به علل مختلف جسمی، روانی و اجتماعی دچار ناتوانی و معلولیت هستند که ۸۰ درصد این افراد در کشورهای جهان سوم زندگی کرده و یکسوم آنان را کودکان تشکیل میدهند. آمارها نشان میدهد که از هر ۱۰ کودکی که در جهان متولد میشود یکی معلول به دنیا میآید و یا بعد به دلیل یک اتفاق، معلول میشود. معلولیت بیش از آنکه جنبه پزشکی داشته باشد پدیدهای است که جنبه اجتماعی دارد. بهطور میانگین ده درصد از افراد هر جامعه را معلولین تشکیل میدهند. در سادهترین تعریف، آن را «ایجاد اختلال در رابطه بین فرد و محیط» دانستهاند؛ یعنی وقتی معلول با موانع فرهنگی، اجتماعی یا فیزیکی روبرو میشود، چه بسا بیشترین چیزی که رخ مینماید نبود یا محدودیت فرصتها درراه مشارکت زندگی اجتماعی در سطحی همانند دیگران است. آمار منتشره سازمان ملل نشان میدهد.
از سوی دیگر، پدیده معلولیت، پدیدهای فرهنگی است، زیرا بر ارزش های جامعه اثر می گذارد و از ارزش های جامعه منبعث میگردد. یکی از مشکلات افراد معلول نگرش منفی آحاد مختلف جامعه به گروههای مختلف معلولین است که بیشتر زمینه فرهنگی داشته و بجای تأکید بر توانمندی و نقاط قوت معلولین و پرورش استعدادها، بیشتر به نقاط ضعف آنان توجه میگردد. به طوری که مسئولین در سطح کشور در برنامهریزیهای اجتماعی و فرهنگی کمتر به مسائل و مشکلات این قشر از جامعه توجه داشته و جایگاهی در برنامهریزی برای آنان در نظر می گیرند، با توجه به تعداد زیاد معلولان در کشور، توصیه میگردد از واژه معلولیت کمتر استفاده گردد و بهجای نگاه ترحمآمیز به این مسئله توجه به مشکلات جمعیتی و اجتماعی آنان در راستای زندگی معمولی در کنار سایر شهروندان قابلتوجه میباشد.
چو کاری بی فضول من برآید مرا در وی سخن گفتن نشاید
و گر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است
مشکلات معلولین در ایران
معلولین در ایران دارای مشکلات متعددی هستند از جمله:
مشکلات درون و برون شهری
یکی از عمدهترین مشکلات معلولین مشکل حملونقل و جابهجایی درون و برونشهری است. بهطور مثال نبود امکانات مناسب بهداشتی بین جادهای برای آنها، نبود امکانات در مراکز خرید و …؛ اما مهمترین موضوع این بخش که میتوان به آن پرداخت، نبود امکانات حملونقل درونشهری برای آنها است. نبود صندلیهای مناسب در مترو و بی آر تی، وجود پیادهروهایی با عرض کم و استفاده از مصالح نامناسب برای ساخت آنها و … .
مشکل اشتغال
در ایران قانونی مبتنی بر قانون ۳ درصد وجود دارد که بیان میکند در دستگاههای دولتی ۳ درصد افراد استخدامی باید از معلولین باشند اما این قانون اجرایی نمیشود.
برخورد افراد جامعه
به دلیل عدم فرهنگسازی برخی از معلولین سعی میکنند کمتر در جامعه حضور پیدا کنند.
زندگی شخصی
معلولین در زندگی شخصی خود را افرادی سرشکسته و ناتوان میدانند که توان مقابله با دیگر افراد جامعه را ندارند، اما این نگرش در آنها باید دچار تغییراتی شود که این تغییرات با کمک افراد خانواده و دوستان و اطرافیان آنها صورت خواهد گرفت. به استعدادهایی که معلولین دارند باید توجه شود و با استفاده از آنها بتوانند زندگی را از نو آغاز کرده و احساس کمبود یا مزاحمت برای دیگر افراد نداشته باشند.
مشکلات مالی
مشکلات اقتصادی معلولین ناشی از نبود شغل مناسب و گاه هزینههای سنگین بازتوانی است
مشکلات تحصیلی
مشکلات تحصیلی معلولین شامل عدم امکانات در مدارس و دانشگاهها و نگاه مردم جامعه و عدم فرهنگسازی است
مشکلات ورزشی و رفاهی
همان مشکل نبود امکانات مناسب برای حملونقل و هزینههای بالای ورزش برای معلولین مانع انجام ورزش برای اکثر معلولین شده است.
مشکلات ازدواج
کمتر کسی حاضر میشود با فرد معلول ازدواج کند و ازدواج دو فرد معلول نیز باهم دارای زیانهایی است که گاه با توجه به معلولیت افراد از مزایای آن پیشی میگیرد.

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.