دسته‌ها
اخبار استانها اخبار البرز کرج

اعضای قرارگاه عملیاتی ستاد مقابله با کرونا استان البرز منصوب شدند

به گزارش کرج رسا به نقل از روابط عمومی استانداری البرز، این احکام از سوی شهبازی در راستای سیاست های ستاد ملی مقابله با کرونا و متناظر با قرارگاه ملی پیرو منویات مقام معظم رهبری جهت نظارت دقیق و عملیاتی بر روند اجرای مصوبات ستاد ملی مقابله با کرونا، صادر شده است.

بر این اساس نورمحمد فردی بعنوان فرمانده قرارگاه عملیاتی ستاد استانی مقابله با کرونا، عباس اسلامی بعنوان دبیر قرارگاه و علیرضا سلیمانی بعنوان سخنگوی قرارگاه منصوب شدند.

شهبازی استاندار البرز طی نشستی در حاشیه جلسه قرارگاه عملیات ملی مقابله با کرونا که به صورت ویدئو کنفرانس به ریاست وزیر محترم کشور برگزار شد، ضمن اهدا احکام به اعضای قرارگاه استانی با تشریح و تبیین شرایط استان، توصیه های لازم را برای اتخاذ تدابیر ویژه جهت نظارت بر روند اجرای مصوبات ستاد های ملی و استانی، داشت.

 

دسته‌ها
اخبار استانها اخبار البرز اسلایدر اشتهارد ساوجبلاغ طالقان فردیس کرج نظرآباد

آخرین وضعیت کرونا در استان البرز ۱۲ آبان

به گزارش کرج رسا، دکتر محمد فتحی در تشریح آخرین وضعیت کرونا در استان البرز گفت: از دیروز تا امروز ۱۲ آبان ماه – ۱۶۲ بیمار با علائم کووید ۱۹ در مراکز درمانی استان بستری شده اند.

وی افزود: مجموع کل موارد بستری شامل ( قطعی ، محتمل و مشکوک ) ، از ابتدای شیوع کرونا تا به امروز در استان البرز ۲۲ هزار و ۵۳۳ نفر می باشد.

دکتر فتحی با بیان اینکه در حال حاضر تعداد ۹۰۵ نفر شامل موارد ( قطعی ، محتمل و مشکوک )، در مراکز درمانی بستری هستند افزود: از این تعداد ، ابتلای ۴۰۸ نفر به بیماری کووید ۱۹، تا این تاریخ قطعی شده است.

وی افزود: متاسفانه در ۲۴ ساعت گذشته ۳۲ بیمار کووید ۱۹ جان خود را از دست داده اند و مجموع جان باختگان این بیماری در استان به ۱۷۴۸ نفر رسیده است.

دکتر فتحی در پایان تصریح کرد: خوشبختانه از ابتدای شیوع کرونا تا کنون ۱۹ هزار و ۸۷۴ نفر از مراکز درمانی ترخیص شده اند.

دسته‌ها
اخبار روز اخبار سیاسی

حمایت قاطع نمایندگان از طرح یک فوریتی اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها

به گزارش کرج رسا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جریان جلسه علنی امروز مجلس تقاضای بررسی طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها به صورت یک فوریتی را بررسی کرده و در نهایت با رای قاطع با آن موافقت کردند.

مجتبی ذوالنور به عنوان نماینده متقاضیان برای بررسی این طرح به صورت یک فوریتی بیان کرد: در برجام تعهدات و تکالیفی برای طرفین یعنی ایران و ۱+۵ تعیین شد اما تا زمانی که آمریکا در برجام بود به تعهدات خود عمل نکرد و با خروج آمریکا از برجام نیز نه تنها تحریم ها کنار نرفت بلکه تحریم های فوق العاده دیگری به آن اضافه شد.آمریکا تلا ش کرد تا اسنپ بک را اجرایی کند اگرچه موفق نشد ولی اروپایی ها نیز خلاف نظر آمریکا کاری نکردند. در حقیقت ما هم چوب را خوردیم و هم پیاز را. قرار بود سهم ما از برجام رفع کل تحریم ها باشد ولی این اتفاق نیفتاد.

رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس تاکید کرد: در نهایت ما از برجام به اینستکس رسیدیم که آن نیز به غذا و دارو ختم شد اما همان را نیز اجرایی نکردند. امروز هم عقل و هم شرع اقتضاء می کند تا ما نیز اقدام مقابل در برابر اقدام آنها انجام دهیم. متاسفانه تاکنون گامهای کاهش تعهدات برجامی نیز به طور کامل اجرایی نشده است و حتی در بعضی از جاها اراده برای اجرای آن وجود ندارد. لازم است تا اقدام مقابله به مثلی صورت گیرد.

وی در ادامه تاکید کرد: باید نسبت به رفع تحریم ها اقدام عاجلی انجام دهیم. ما در برجام تعهدات خود را اجرایی کردیم ولی آنها به تعهداتشان عمل نکردند . بر اساس این طرح در دولت و دستگاهها مکلف می شوند تا سلسله اقداماتی را در مقابل بدعهدی طرف های برجام انجام دهند و کارهایی که در برجام ترک کردیم را مجددا از سر خواهیم گرفت. در مجلس طرحهای متعددی مطرح بود و در ابتدا قرار بود این طرح به صورت سه فوریتی مطرح شود تاکنون نیز در اجرای این طرح تاخیر شده است در نهایت با برگزاری جلسات به این نتیجه رسیدیم که این طرح به صورت یک فوریت مطرح شود این طرح باید قبل از انتخابات آمریکا مطرح می شد نکته ای که وجود دارد بین جمهوری خواهان و دموکرات ها در آمریکا فرقی وجود ندارد و نمایندگان باید با رای قاطع در مقابل اقدامات آمریکاییها بایستند.

معین الدین سعیدی در مخالفت با تقاضای بررسی این طرح به صورت یک فوریت بیان کرد: بنده با اصل این موضوع مشکلی ندارم اما این طرح با اهمیت بالایی که دارد و با اصل عزت، حکمت و مصلحت تطابق دارد باید حداقل به صورت دو فوریتی مطرح می شد و بنده مخالف مطرح شدن آن به صورت یک فوریتی هستم. اجرای این طرح یک ضرورت انکار ناپذیر است البته برخی از ابهامات در جزییات آن وجود دارد که باید برطرف شود.

احمد مرادی در موافقت با بررسی این طرح به صورت یک فوریت بیان کرد: طرح اقدام راهبردی برای لغو تحریم ها با دغدغه دلسوزانه نسبت به نظام و خون شهدا طراحی شده و در برابر ظلم و زورگویی می ایستد ملت ایران در برابر تحریم های آمریکایی ها مقاومت و ایستادگی کرد امروز نیز وظیفه مجلس است تا با رای قاطع به این طرح اقدام مقابلی علیه فشار و زورگویی آمریکایی ها انجام دهد. شهدا راه اقتدار را به ما نشان دادند و ملت ایران پاسخ هر کشور زورگویی را با قاطعیت می دهد این آمریکاییها بودند که با بدعهدی برجام را زیر پا گذاشتند و اکنون باید اقدام متقابلی صورت گیرد.

دسته‌ها
اخبار اقتصادی اخبار روز

گزارش بانک مرکزی از نرخ دلار در تابستان امسال

به گزارش کرج رسا، بانک مرکزی در گزارشی نرخ فروش دلار در بازار بین بانکی و بازار آزاد در تابستان سال جاری را اعلام کرده که طبق آن در تیر ماه دلار در بازار بین بانکی معادل ۴۲۰۰ تومان فروخته می‌شد و در همین ماه این نوع ارز در بازار آزاد به قیمت ۲۱ هزار و ۲۶۷ تومان فروخته شده است.

علاوه براین، در مرداد امسال نیز نرخ فروش دلار در بازار بین بانکی و بازار آزاد به ترتیب معادل ۴۲۰۰ و ۲۲ هزار و ۳۵۰ تومان بوده است.

همچنین، طبق این گزارش دلار در شهریور ماه در بازار بین بانکی معادل ۴۲۰۰ تومان و در بازار آزاد به قیمت ۲۴ هزار و ۲۸۱ تومان فروخته شده است.

بنابراین، دلار در بازار بین بانکی با نرخ ۴۲۰۰ تومان و در بازار آزاد با میانگین نرخ ۲۲ هزار و ۶۳۲ تومان در تابستان سال جاری معامله شده است.

از آنجاکه در سه ماهه ابتدایی سال نرخ فروش دلار در بازار بین بانکی ۴۲۰۰ تومان و در بازار آزاد نیز به طور متوسط ۱۶ هزار و ۵۲۲ تومان بوده است، در مقایسه با تابستان امسال در بازار آزاد با ۷۳ درصد رشد مواجه شده است.

علاوه براین، در این مدت نرخ این ارز در بازار بین بانکی نیز نسبت به بهار سال جاری تغییری نکرده و ثابت مانده است.

دسته‌ها
اخبار اقتصادی اخبار روز

جدیدترین قیمت گوشی موبایل در ۱۲ آبان

به گزارش کرج رسا، توجه شما را به آخرین قیمت روز تلفن همراه در بازار به تاریخ ۱۲ آبان ۹۹ و مقایسه با روز گذشته جلب می‌کنیم.

  • قیمت گوشی‌های شرکت سامسونگ

قیمت نام محصول
۲۷.۰۰۰.۰۰۰ _۲۳.۷۰۰.۰۰۰ Galaxy Note۱۰+ ۲۵۶ GB
 ۲۳.۴۰۰.۰۰۰ _ ۲۰.۳۰۰.۰۰۰ Galaxy Note۱۰ ۲۵۶ GB
 ۱۹.۷۰۰.۰۰۰ _ ۱۸.۴۰۰.۰۰۰ Galaxy S۱۰+ ۱۲۸ GB
۱۹.۰۰۰.۰۰۰ _ ۱۸.۲۰۰.۰۰۰ Galaxy S۱۰ ۱۲۸ GB
۱۷.۵۰۰.۰۰۰_ ۱۶.۴۰۰.۰۰۰ Galaxy Note۹ ۱۲۸ GB
 ۲۸.۲۰۰.۰۰۰ _ ۲۶.۹۰۰.۰۰۰ Samsung Galaxy Z Flip ۲۵۶ GB
۱۱.۲۰۰.۰۰۰ _ ۹.۳۰۰.۰۰۰ Galaxy A۸۰ ۱۲۸ GB
۱۱.۹۰۰.۰۰۰_ ۱۰.۷۰۰.۰۰۰ Galexy A۷۱ ۱۲۸ GB
 ۹.۱۰۰.۰۰۰ _ ۸.۸۰۰.۰۰۰ Galaxy A۷۰ ۱۲۸ GB
 ۱۰.۰۰۰.۰۰۰ _۷.۸۰۰.۰۰۰ Galaxy A۵۱ ۱۲۸ GB
۸.۹۰۰.۰۰۰ _ ۷.۹۰۰.۰۰۰ Galaxy A۵۰s ۱۲۸ GB
۱۱.۶۰۰.۰۰۰ _ ۹.۰۰۰.۰۰۰ Galaxy A۵۰ ۱۲۸ GB
موجود نیست Galaxy A۴۰ ۶۴ GB
۷.۲۰۰.۰۰۰ _ ۵.۹۰۰.۰۰۰ Galaxy A۳۰s ۶۴ GB
۷.۲۰۰.۰۰۰ Galaxy A۳۰ ۶۴ GB
۶.۰۰۰.۰۰۰ _ ۵.۳۰۰.۰۰۰ Galaxy A۲۱s ۳۲GB
 ۷.۵۰۰.۰۰۰ _ ۵.۱۰۰.۰۰۰ Galaxy A۲۰ s ۳۲ GB
۵.۸۰۰.۰۰۰ Galaxy A۲۰ ۳۲ GB
 ۵.۸۰۰.۰۰۰ _ ۴.۰۰۰.۰۰۰ Galaxy A۱۰s ۳۲ GB
۴.۴۰۰.۰۰۰ _ ۴.۲۰۰.۰۰۰ Galaxy A۱۰ ۳۲ GB
 ۴.۵۰۰.۰۰۰ _ ۳.۱۰۰.۰۰۰ Samsung Galaxy A۰۱ ۱۶ GB
 ۳.۷۰۰.۰۰۰ _ ۳.۰۰۰.۰۰۰ Galaxy A۲ Core ۱۶ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت هوآوی

قیمت نام محصول
۲۰.۷۰۰.۰۰۰_ ۱۸.۵۰۰.۰۰۰ P۳۰ Pro ۲۵۶GB
۷.۵۰۰.۰۰۰_ ۷.۴۰۰.۰۰۰ P۳۰ Lite ۱۲۸ GB
۸.۵۰۰.۰۰۰ _ ۶.۶۰۰.۰۰۰ Huawei Y۹s ۱۲۸GB
۶.۶۰۰.۰۰۰ _ ۵.۹۰۰.۰۰۰ Honor ۲۰ lite ۱۲۸GB
 ۱۰.۴۰۰.۰۰۰_ ۹.۰۰۰.۰۰۰ Nova ۵T ۱۲۸ GB
۶.۷۰۰.۰۰۰_ ۶.۱۰۰.۰۰۰ Honor ۹X ۱۲۸ GB
موجود نیست Honor ۸X ۱۲۸ GB
۵.۷۰۰.۰۰۰_ ۵.۲۰۰.۰۰۰ Honor ۱۰ Lite ۶۴ GB
۶.۳۰۰.۰۰۰_ ۵.۱۰۰.۰۰۰ Y۷ Prime ۲۰۱۹ ۶۴ GB
موجود نیست Honor ۸C ۳۲ GB
۴.۳۰۰.۰۰۰ _ ۴.۰۰۰.۰۰۰  Honor ۹ Lite ۳۲GB
۴.۹۰۰.۰۰۰_ ۳.۴۰۰.۰۰۰ Y۶ Prime ۲۰۱۹ ۳۲ GB
 ۴.۴۰۰.۰۰۰ _ ۳.۶۰۰.۰۰۰ Honor ۸A ۳۲GB
۵.۰۰۰.۰۰۰_ ۳.۵۰۰.۰۰۰ Huawei Y۵ ۲۰۱۹ ۳۲GB
 ۵.۵۰۰.۰۰۰_ ۳.۶۰۰.۰۰۰   Honor ۸S ۳۲ GB
۴.۱۰۰.۰۰۰_ ۳.۰۰۰.۰۰۰ Huawei Y۵ Lite ۱
  • قیمت گوشی‌های شرکت اپل

قیمت نام محصول
 ۴۸.۳۰۰.۰۰۰  _ ۴۰.۳۰۰.۰۰۰ iPhone ۱۱ Pro Max ۲۵۶ GB
 ۵۰.۰۰۰.۰۰۰ _ ۴۰.۱۰۰.۰۰۰ iPhone ۱۱ Pro ۲۵۶ GB
 ۳۴.۲۰۰.۰۰۰ _ ۲۸.۲۰۰.۰۰۰ iPhone ۱۱ ۱۲۸ GB
 ۳۴.۹۰۰.۰۰۰ _ ۲۷.۵۰۰.۰۰۰ iPhone XS Max ۲۵۶ GB
۲۲.۵۰۰.۰۰۰ iPhone XS ۶۴ GB
۲۱.۷۰۰.۰۰۰ iPhone XR ۶۴ GB
۳۲.۰۰۰.۰۰۰ _۲۳.۲۰۰.۰۰۰ iPhone X ۲۵۶ GB
۲۰.۹۰۰.۰۰۰ _ ۱۲.۱۰۰.۰۰۰ iPhone ۸ Plus ۶۴ GB
۱۴.۷۰۰.۰۰۰ _ ۱۳.۴۰۰.۰۰۰ iPhone ۸ ۶۴ GB
۱۹.۴۰۰.۰۰۰ _ ۱۵.۵۰۰.۰۰۰ iPhone SE (۲۰۲۰) ۱۲۸ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت شیائومی

قیمت نام محصول
موجود نیست Mi ۹ Lite ۶۴GB
  ۱۴.۵۰۰.۰۰۰_۱۲.۵۰۰.۰۰۰ Mi Note ۱۰ ۱۲۸GB
۸.۶۰۰.۰۰۰_ ۶.۹۰۰.۰۰۰ Redmi Note ۹s ۱۲۸ GB
 ۷.۸۰۰.۰۰۰ _ ۷.۱۰۰.۰۰۰ Redmi Note ۸ Pro ۱۲۸ GB
 ۶.۸۰۰.۰۰۰ _ ۵.۸۰۰.۰۰۰ Redmi Note ۸ ۶۴ GB
۶.۹۰۰.۰۰۰ Mi A۳ ۱۲۸G
۶.۲۰۰.۰۰۰_ ۵.۲۰۰.۰۰۰ Redmi ۸  ۶۴ GB
۴.۷۰۰.۰۰۰_ ۴.۳۰۰.۰۰۰ Redmi ۸A ۳۲ GB
۴.۴۰۰.۰۰۰ Redmi Note ۷ ۶۴ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت نوکیا

قیمت نام محصول
موجود نیست Nokia ۸.۱ ۶۴GB
موجود نیست Nokia ۷ Plus ۶۴ GB
۸.۰۰۰.۰۰۰ _ ۶.۶۰۰.۰۰۰ Nokia ۷.۲ ۱۲۸ GB
۵.۵۰۰.۰۰۰ _ ۵.۴۰۰.۰۰۰ Nokia ۶.۲ ۶۴ GB
۴.۵۰۰.۰۰۰_ ۴.۱۰۰.۰۰۰ Nokia ۳.۲ ۶۴ GB
۴.۲۰۰.۰۰۰_ ۳.۷۰۰.۰۰۰ Nokia ۲.۳ ۳۲ GB
۴.۱۰۰.۰۰۰_ ۳.۴۰۰.۰۰۰ Nokia ۲.۲ ۳۲ GB
۳.۲۰۰.۰۰۰ Nokia ۱ Plus ۸ GB
۳.۳۰۰.۰۰۰_ ۱.۷۰۰.۰۰۰ Nokia  C۱ ۱۶ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت ال‌جی

قیمت نام محصول
موجود نیست W۱۰ LMX۱۳۰IM ۳۲ GB
موجود نیست K۵۰ LM-X۵۲۰EMW ۱۲۸ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت وان‌پلاس

قیمت نام محصول
۱۶.۵۰۰.۰۰۰ OnePlus ۷ Pro ۲۵۶ GB
۱۲.۵۰۰.۰۰۰ OnePlus ۷ ۲۵۶ GB
  ۳۲.۵۰۰.۰۰۰ OnePlus ۷T Pro ۲۵۶ GB
موجود نیست OnePlus ۷T ۲۵۶ GB
موجود نیست OnePlus ۶T ۱۲۸ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت اچ‌تی‌سی

قیمت نام محصول
موجود نیست HTC U۱۱ Eyes ۶۴ GB
موجود نیست Desire ۱۲+ ۳۲ GB
۳.۹۰۰.۰۰۰ Desire ۱۲  ۳۲ GB
  • قیمت گوشی‌های شرکت جی‌ال‌ایکس

قیمت نام محصول
موجود نیست GLX M۲ ۱۶ GB
موجود نیست GLX Z۱ ۱۶ GB
دسته‌ها
اخبار استانها اخبار حوادث اخبار روز اخبار فارس

قتل هولناک مادر و مادربزرگ به دست پسر ۱۸ ساله | قاتل: پشیمان نیستم

به گزارش کرج رسا به نقل از شرق، تحقیقات درباره این جنایت زمانی در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی استان فارس قرار گرفت که اهالی ساختمانی با مرکز ۱۱۰ تماس گرفتند و گفتند از خانه همسایه‌ شان صدای داد و فریاد به گوش می‌رسد و احتمال می‌دهند واقعه‌ای تلخ رخ داده باشد.

مأموران به‌سرعت خود را به محل حادثه رساندند و یکی از همسایه‌ها در همان ابتدا گفت پسر خانواده را درحالی‌که لباس‌هایش خونی بوده در حال فرار دیده است.

مأموران در ادامه وارد خانه مورد نظر شدند و خود را در برابر پیکرهای بی‌جان دو زن دیدند که آثار اصابت ضربات چاقو روی بدنشان مشهود و غرق در خون بودند. در همان بررسی‌های ابتدایی مشخص شد مقتولان مادر و دختر هستند و از مدت‌ها قبل با هم زندگی می‌کردند.

فرار پسر خانواده از خانه نشان می‌داد او در جریان مرگ مادر و مادربزرگش قرار دارد. کارآگاهان وقتی نسبت‌به صحت این فرضیه اطمینان بیشتری یافتند که مشاهده کردند اثری از ورود فرد غریبه به خانه وجود ندارد و هیچ سرقتی نیز انجام نشده است.

علاوه بر این، پسر ۱۸ساله که مهرداد نام دارد به منزل بازنگشت و همین نشان می‌داد او عامل این کشتار است.

مهرداد در جریان تحقیقات پلیسی دستگیر شد و به قتل اعتراف کرد. او گفت:‌ پدر و مادرم مدتی قبل از هم جدا شدند و از آن به بعد مادرم با مادر خودش زندگی می‌کرد. من هم در خانه پدرم بودم، اما از لحظ مالی مشکل داشتم. وقتی موضوع را با مادرم در میان گذاشتم گفت بهتر است به خانه‌شان بروم و با آنها زندگی کنم. او قول داد اگر این خواسته را بپذیرم دیگر از نظر مالی در تنگنا نخواهم بود و او نیاز مرا برطرف می‌کند.

 

 

متهم به قتل ادامه داد: به خانه مادربزرگم نقل‌ مکان کردم، اما هیچ تغییری در شرایطم ایجاد نشد و همچنان مشکل مالی داشتم. مادرم به وعده‌هایش عمل نکرد، به همین دلیل با او دچار اختلافات شدیدی شدم. شب حادثه بار دیگر بر سر همین موضوع با مادرم جر و بحث کردم. مادربزرگم وقتی اوضاع را متشنج دید، جلو آمد و دخالت کرد. من که به‌شدت عصبانی بودم و کنترلی بر رفتارم نداشتم، چاقویی برداشتم و هر دو نفرشان را زدم. بعد از اینکه از مرگ آنها اطمینان یافتم سریع از خانه فرار کردم البته نقشه خاصی نداشتم و نمی‌دانستم در کجا باید پنهان شوم تا اینکه عاقبت دستگیر شدم.

مهرداد در ادامه گفت: من از کاری که کرده‌ام پشیمان نیستم و فکر می‌کنم آن دو نفر باید می‌مردند و من هم همین کار را انجام دادم. متهم در ادامه به دستور بازپرس جنایی به بازسازی صحنه جنایت پرداخت و شرح داد ضربات مرگ‌بار را چگونه به مقتولان وارد کرد. او باز هم تأکید کرد از کشتن مادر و مادربزرگش احساس ندامت نمی‌کند.

در نهایت مهرداد روانه زندان شد و پرونده او با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست به دادگاه کیفری استان فارس ارجاع شد. در روز محاکمه نماینده دادستان با شرح پرونده خواستار مجازات قانونی برای مهرداد شد و اولیای‌دم مقتولان نیز اعلام کردند برای متهم درخواست قصاص دارند. مهرداد در این جلسه همان اظهارات قبلی خود را تکرار کرد.
سرانجام قضات ختم جلسه را اعلام کردند و برای صدور رأی وارد شور شدند. آنها به اتفاق مهرداد را گناهکار تشخیص دادند و او را به دو بار قصاص محکوم کردند. به این ترتیب پسر جوان یک گام به چوبه دار نزدیک شد و این حکم در صورت تأیید در دیوان‌ عالی کشور قابل اجرا خواهد بود.

دسته‌ها
اخبار بین الملل اخبار روز

تلاش لابی ضد ایرانی برای تحریم ایران خودرو و سایپا

به گزارش کرج رسا به نقل از ایسنا، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها در مقاله ای به قلم سعید قاسمی نژاد، مشاور ارشد امور ایران و اقتصاد مالی نوشت: اخیرا سرتیپ عزیز نصیرزاده، فرمانده نیروی هوایی ارتش از همکاری با خودروسازی سایپا برای تولید خودروهای پرنده بدون سرنشین خبر داده که این مساله نشان دهنده وابستگی ارتش ایران به تولیدکنندگان اصلی خودرو در این کشور است.

در آگوست ۲۰۱۸ آمریکا ( پس از خروج از برجام) تحریمهای ضد بخش خودروسازی ایران را مجددا اعمال کرد.

در ادامه این مقاله آمده است: صنعت خودروسازی ایران بیشتر به رفع نیازهای داخلی می پردازد و بازار بزرگ محسوسی در خارج از این کشور ندارد. این بدان معناست که این صنعت ارزآوری کمی دارد اما با کاهش نیاز به واردات خودرو باعث کاهش مصارف ارزی ایران می شود. با توجه به وابستگی بالای این صنعت به تامین قطعات از خارج، تحریم ها می تواند مانع از چنین کاری شود و ایران را مجبور به استفاده از ذخایر ارزی در واردات خودرو کند.

در سال مالی ۲۰۱۱-۲۰۱۲ تولید خودرو در ایران به اوج خود رسید اما از آن به بعد این روند کاهشی شد؛ تا جایی که در سال مالی ۲۰۱۳-۲۰۱۴ به کمترین سطح خود رسید. این بنیاد در ادامه می نویسد: به لطف توافق هسته ای در سال مالی ۲۰۱۷-۲۰۱۸ تولید خودرو در ایران مجددا به اوج رسید اما در سال بعد مجددا این میزان از تولیدات نصف شد. ایران بین سال های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۸ با وجود تولید داخلی حدود ۴۷۰ هزار دستگاه خودرو از خارج وارد کرد. در نتیجه تحریم های اعمالی آمریکا در آگوست ۲۰۱۸، بسیاری از خودروسازان بین المللی بازار ایران را ترک و سرمایه گذاری های خود در این کشور را به حال تعلیق درآوردند که مهم ترین آنها پژو، رنو و مرسدس بنز بودند. حتی چینی ها نیز به میزان محسوسی حضور خود در بازار ایران را کاهش دادند.

بنیاد دفاع از دموکراسی که نقشی کلیدی در اعمال تحریم های اخیر بانکی داشت، به دولت ترامپ توصیه کرده است که ایران خودرو و سایپا و شرکتهای زیرمجموعه آنها که حدود ۹۰ درصد بازار خودروی ایران را در اختیار دارند، تحریم کند. این بنیاد مدعی ارتباط نزدیک این دو خودروساز با بنگاه های نظامی ایران شده و افزوده است که تحریم این دو، گام بزرگ دیگری در راستای تکمیل سیاست فشار حداکثری خواهد بود.

دسته‌ها
اخبار اقتصادی اخبار روز

مهاجرت معکوس در زمانه کرونا | روایت‌ آدم هایی که مجبور به کوچ شده‌اند

به گزارش کرج رسا به نقل از همشهری، مهاجرت برای ایرانیان واژه نامأنوسی نیست. در کشوری که پایتخت چندین میلیون‌نفری‌اش را تقریبا مهاجران شکل داده‌اند یا در فراز و فرودهای مختلف تاریخ معاصر و در پی رویدادهایی مثل جنگ یا بلایای طبیعی، همواره تغییر سکونتگاه به‌عنوان یک راهکار نجات، گذران زندگی یا ارتقا مطرح بوده، مهاجرت جزئی از زندگی مردم بوده و هست.

با این حال وقتی صحبت از «مهاجرت معکوس» به میان می‌آید، فارغ از تعاریف علمی و فنی این اصطلاح، در ذهنیت عمومی معمولاً مهاجرت‌هایی مجسم می‌شود که فرد مهاجر، برای فرار از قیل‌وقال و شلوغی، دست به «انتخاب» متفاوتی زده تا زندگی خودش را در شهر یا روستایی کوچک به ساحل نجات برساند. در این تلقی، قدرت انتخاب و ارتقای سطح زندگی فرد مهاجر پیش‌فرض است، اما این تمام حقیقت نیست.

آنچه در ادامه می‌خوانید خرده‌روایت‌هایی از مهاجرت معکوس است؛ خرده‌روایت‌هایی از زندگی آدم‌هایی که بعضی به اختیار و بعضی دیگر اجبارا مجبور به کوچ از تهران یا شهرهای بزرگ دیگری شده‌اند. فارغ از سطح رضایتمندی این افراد از زندگی، آنچه در گفت‌وگو با آنها مشهود است، ناپایداری‌ و شکنندگی تصمیم‌شان به سکونت در شهرهای کوچک یا روستاست. این مسئله -چه در مزیت‌های زندگی مبادی مهاجرت ریشه داشته باشد و چه در کم‌امکاناتی مقاصد- هر لحظه ممکن است سبب بازگشت این افراد به محل سابق زندگی‌شان شود و این چیزی است که نباید از آن در تحلیل مهاجرت‌های معکوس این روزها، غافل بود.

 

 

***

غروب همان روز که کامیون اسباب و لوازم خانه‌شان را از تهران آورد به هندوآباد و همه اهالی ده دیدند که یک بچه شهری برای همیشه آمده تا در روستا زندگی کند، درست وسط نماز مغرب و عشاء، آنجا که امام جماعت از ثواب نماز غفیله حرف می‌زد، یکی از مردهای روستا از صف عقب دست گذاشت روی شانه‌اش و گفت: «واقعا واسه همیشه اومدی اینجا زندگی کنی؟ همه از هندوآباد می‌رن تهران یا اصفهان که کار درست و حسابی پیدا کنن، تو جمع کردی اومدی اینجا چی‌کار مرد حسابی؟»

عرق سرد روی پیشانی‌اش نشست، با خودش گفت؛ «نکند واقعا تصمیم غلطی گرفته‌ام؟ و اگر نتوانم زندگی کنم و مجبور شوم برگردم، چه؟ اگر زنم برخلاف آنچه گفته دوری از تهران و خانواده را طاقت نیاورد چه؟ آن وقت با حرف این مردم که آنی مرا به حال خود رها نمی‌کنند و از وقتی آمده‌ام سرشان به زندگی من گرم است، چه کنم؟»

محسن آذر امسال ۳۳ساله می‌شود. در تهران کارگر قهوه‌خانه‌ای در خیابان شوش بود؛ به قول خودش قهوه‌چی. ۵صبح زیر سماور بزرگ برنجی قهوه‌خانه را روشن و شب ساعت ۱۱هم خودش آن را خاموش می‌کرد. ۱۰سال از خروس‌خوان صبح تا آخر شب، املت و چایی و دیزی دست مشتری داده، قلیان برایشان چاق کرده و زغالش را عوض کرده. آخر ماه هم با انعام و گوشه‌چشم مشتری‌ها و اضافه‌کاری به جای آشپز و ظرف‌شوی، ۲میلیون و ۳۰۰هزار تومان حقوق می‌گرفته: «اینکه محیط کارم را دوست نداشتم و به‌خاطر دائم سر پا بودن، زانودرد گرفتم به کنار، حقوقم کفاف زندگی‌ام رو نمی‌داد. دستم همیشه جلوی این و آن دراز بود. اجاره خونه‌ام رو همیشه وسط برج می‌دادم و ماهی نبود که غرولند و تهدید صاحبخونه‌ها رو نشنوم. تو این ۸سالی که ازدواج کردیم، متراژ خونه‌هایی که اجاره کردیم، هر بار آب رفت، از ۷۰متر شروع شد و به ۴۰متر رسید. بی‌تعارف حال و روز زندگیم خوب نبود و بی‌پولی آتش شده بود وسط زندگیمون و چندبار ما رو تا مرز طلاق برد.»

محسن با این حال کج‌دار و مریز کار می‌کرده تا اول اسفند ۱۳۹۸که ستاد ملی مبارزه با کرونا، آب پاکی را ریخت روی دست قهوه‌خانه‌دارها و رستوران‌دارها و تعطیلی مشاغل آنها را تصویب کرد. محسن و همکارانش بیکار شدند. او چند روز بعد دست زن و دخترش را گرفت و برای استراحت و فرار از کرونا راهی روستای پدری‌اش یعنی هندوآباد شد؛ روستایی از توابع اردستان در دل کویر مرکزی که تا تهران ۳۵۸کیلومتر فاصله دارد و در تقسیمات استانی جزو استان اصفهان محسوب می‌شود.

تا اواسط فروردین فقط گشت‌وگذار و استراحت بود، اما پدرش وقتی می‌بیند که کرونا رفتنی نیست و قهوه‌خانه‌ها هم یک روز در میان تعطیل است، پا پی‌اش می‌شود که همان‌جا برود سر کار: « قبل از ماجرای کرونا هم پدرم در کارخانه‌های اطراف اردستان برایم کار پیدا می‌کرد و دائم در گوشم می‌خوند که بیا اینجا کار کن و طبقه بالای خونه خودم بشین که الکی ماهی یک و نیم میلیون تومان اجاره ندی. می‌گفت اینجا هزینه زندگی کمتره، ولی من زیر بار نمی‌رفتم. کی آخه تهران رو ول می‌کنه میاد ته یک دهات زندگی کنه؟ اما این بار از سر اجبار راضی شدم و در یک کارخانه قابلمه‌سازی کارم رو شروع کردم. تمام فکرم این بود که بعد از یکی، دوماه که کرونا تموم شد، برگردم، اما به مرور تصمیمم عوض شد؛ چون دیدم زندگیم کمی بهتر شده.»

برای افسانه، همسر محسن که متولد و بزرگ شده تهران است، تصمیم‌ به مهاجرت به‌مراتب سخت‌تر بوده است؛ از یک طرف شغل کم‌درآمد شوهرش و هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و از طرف دیگر خانه بدون اجاره و پیدا کردن یک شغل خانگی او را سر دوراهی قرار داده بود: «اگر می‌ماندیم باید باز هم یک محله پایین‌تر می‌رفتیم. هر روز سر پول یک کیلو گوشت و یک دست لباس برای بچه و… دعوا داشتیم. اگر هم برای همیشه جمع می‌کردیم و از تهران خارج می‌شدیم، با دلتنگی و دوری از خانواده و سختی زندگی در روستا چه می‌کردم؟ من اصلا موافق نبودم، اما وقتی ۶‌ماه گذشت و دیدم شوهرم بیمه شده و حقوقش بهتره و از آن طرف، وقت بیشتری را با ما سپری می‌کنه، دلم گرم شد. تونستم شغلی هم برای خودم دست و پا کنم و درآمد داشته باشم که بیشتر بهم انگیزه داد.»

افسانه حالا ۳ماهی می‌شود که از طریق صفحه اینستاگرامی‌اش، سفارش سبزی قورمه، بادمجان، پیاز و سیر سرخ کرده می‌گیرد و می‌رود از سر زمین کشاورزی در اردستان به قیمت ارزان مواد اولیه‌شان را می‌خرد و بعد از تهیه و بسته‌بندی، برای مشتری ارسال می‌کند؛ مشتری‌هایی در تهران و البرز: «مثلاً الان اینجا فصل به و انار هست. مربای به و رب انار هم درست می‌کنم و می‌فروشم یا کمی قبل‌تر انجیر، توت خشک، بادام، نعنا و شوید خشک از پیرزن‌های روستایی می‌خریدم و با چنددرصد سود در صفحه اینستاگرامم می‌فروختم. درآمدم بد نیست؛ حدود یک‌ونیم تا ۲میلیون سود برام داره. این‌رو هم بگم که قطعا اگر اینجا اینترنت نداشت، من خیلی دوام نمی‌آوردم. یک جورهایی هم ارتباطم را با دوستان و فامیلم حفظ کرده‌ام و هم یک شغل تمام‌وقت برای خودم دست و پا کرده‌ام که بد نیست.»
وحید و ریحانه

در ۱۱سال زندگی مشترکشان، ۲بار مهاجرت کرده‌اند؛ یک‌بار از تهران به قم و بار دیگر از قم به سرکان در همدان. بار اول که بار و بنه زندگی را جمع کردند به سمت قم، ۱۲میلیون به صاحب مغازه بدهکار بودند. ۲سال بعد، وقتی از قم به سرکان می‌رفتند، ۵میلیون قسط عقب‌افتاده بانکی داشتند. در تهران، در یکی از کوچه‌های ۲۰متری سوم افسریه لبنیات می‌فروختند.

سال ۹۶بعد از مهاجرت به قم، وحید در یک شرکت پیمانکاری وابسته به شهرداری مشغول به‌کار شد تا فروردین سال ۹۸که به بهانه تعدیل نیرو، عذرش را خواستند: «تا بهمن ۹۸با خرج کردن پس‌انداز و فروختن طلا و کار کردن روی ماشین دیگران، زندگی رو یک جور می‌گذروندیم، اما دی ۹۸اوضاع خیلی بد شد و کفگیرمون بدجور ته دیگ خورد. قرار شد به‌عنوان یک فروشنده در مغازه‌ای اطراف حرم کار کنم که کرونا آمد و کار و کاسبی را در قم حسابی کساد کرد.»

آمار مرگ‌ومیر که در قم بالا گرفت، ریحانه، همسر وحید پیشنهاد کرد به‌طور موقت بروند سرکان پیش خواهرش تا حداقل جانشان در امان بماند؛ رفتن همانا و مهاجرت دوباره به سرکان همانا. خواهر ریحانه همان روزهای اول پیشنهاد کرد نانوایی قدیمی سرکان را که ۴سال پیش تعطیل شده و اهالی را برای تهیه نان به سختی انداخته بود، اجاره و تنورش را روشن کنند. وحید و ریحانه هم به ناچار قبول می‌کنند: «خواهرزنم نانوایی کرده و این کار را بلد بود. کنار دستش نگاه کردیم و یاد گرفتیم. ۲‌ماه بعد من شاطر شدم و ریحانه خمیر چونه می‌کرد. حالا روزی ۲بار یکی صبح و یکی غروب نون می‌پزیم و می‌دیم دست مردم.»

اوایل مشتری‌هایشان محدود بود و بیشتر پیرمرد و پیرزن‌هایی بودند که پای رفتن تا نانوایی‌های دیگر را نداشتند، اما رفته‌رفته اهالی، کیفیت خوب نان را که دیدند، مشتری شدند. حالا حتی از روستاهای اطراف برای خریدن نان به سرکان می‌آیند: «اوایل خواهرزنم صبح به صبح می‌رفت دم در خانه پیرزن و پیرمردهای سرکان و می‌گفت چندتا نون می‌خواهند. بعد از پخت، خودم با موتور می‌بردم دم در خانه‌هایشان و تحویل می‌دادم. روزهای اول بیشتر از ۵۰قرص نون نمی‌فروختیم، اما حالا روزی ۴۰۰تا ۶۰۰تا خمیر چونه می‌کنیم و مشتری‌های مسافر هم داریم.»

مهاجرت دوم در تیر ۹۹قطعی شد و ریحانه و وحید که هر دو ۳۰ساله‌اند، بار دیگر بار و بنه را می‌بندند به سمت شهری دیگر و تجربه دیگر؛ مهاجرتی که اصلا راحت نیست و هنوز بعد از ۳ماه نتوانسته‌اند با همه شرایط آن کنار بیایند. کمبود امکانات، دوری از خانواده، خمودگی روستا، نبودن امکانات تفریحی، تفاوت‌های فرهنگی و زبانی و… از نقاط ضعفی است که ریحانه و وحید به آن اشاره می‌کنند.

«قطعا برای کسی که در تهران متولد شده و با امکانات آنجا بزرگ شده، زندگی در جایی که برای خرید یک کفش، رفتن به یک درمانگاه یا پیدا کردن یک دکتر عمومی خوب، باید به شهر دیگری برود یا جایی‌که نوع پوشش تو با مردم اونجا متفاوته و دائم زیرچشمی تو رو برانداز می‌کنن، خیلی سخته. درسته که شهرهای کوچک از نظر هوا یا آرامش محیط خیلی بهتر از تهران هستند، اما برای زندگی دائم مشکلات زیادی دارند؛ مثلا اینجا تابستون، ساعت ۶عصر و پاییز و زمستون حتی زودتر روستا خلوت می‌شه و ساعت ۸تا ۹عملا همه اهالی خوابن. این برای ما که عادت به زندگی شهری شبانه داریم، تجربه سختی است یا اینجا یک باشگاه ورزشی نیست که بشه روزی یک ساعت ورزش کرد. بحث رستوران و سینما و کافی‌شاپ که به کنار.»

به‌نظر ریحانه هم تفریح و سرگرمی در روستا و شهرهای کوچک خیلی کم است و البته از آن میزان کم، سهم زنان تقریبا نزدیک به صفر است: «مردها، عصرها یا آخر هفته یک قلیان و یک کیلو جوجه برمی‌دارند و می‌روند در باغ و دشت‌ها یا کوه برای گردش و تفریح، اما نه در سرکان و نه در روستاهای دیگری از ایران، یک جمع زنانه نیست که چنین تفریحی داشته باشد؛ چون زشت و بد است و هزار جور انگ و حرف دیگر. این می‌شود که پناه آوردیم به موبایل. اینجا هم یک خط در میون آنتن هست و نیست.»
زعیم

۱۳سال است که فاصله زعیم با خانه و کاشانه‌اش هر سال بیشتر و بیشتر می‌شود. اول که برای تحصیل در دانشگاه امیرکبیر به تهران آمد، ۱۴۸۴کیلومتر فاصله داشت، ۶سال بعد که برای کار به آستارا رفت، ۱۸۵۰کیلومتر شده و حالا که ۲سال است در اردبیل زندگی می‌کند، ۲۰۰۰کیلومتر تا هویت اصلی‌اش در زابل فاصله دارد.

این سال‌های فراق و مهاجرت پشت مهاجرت بر او آسان نگذشته؛ شب‌ها در رویاهایش به روستایشان، گنبدشاهی در زابل برگشته، هوتک پشت خانه‌های سبحان، قیوم، ناجی، ننه رشید، ننه خدیجه و پسر حمدلله را تبدیل به استخر ایمن با حصار نرده‌ای زیبا کرده که بچه‌ای در آن نیفتد، بعد آب لوله‌کشی شرب را تا آشپزخانه همه خانه‌های روستا کشیده. در میانه رویا، دیوار کاهگلی مدرسه الدوخی را ریخته پایین و جایش مدرسه ۵کلاسه ساخته با حیاطی بزرگ که چمن مصنوعی دارد و بچه‌ها با تاب و سرسره وسط حیاط بازی می‌کنند.

اما فعلا او در اردبیل است، وسط کارخانه‌ای بزرگ که صدای بلند ماشین‌آلات هم نتوانسته جلوی واگویه رویاهایش را بگیرد: «چاره‌ای جز فاصله گرفتن و مهاجرت نمانده بود. برگشتن بدون پشتوانه به زابل، یعنی امتداد یک خط اشتباه. من وقتی به زابل برمی‌گردم که مطمئن باشم می‌توانم قدمی ولو کوچک برای آن بردارم و این قدم سواد زیاد می‌خواهد و پول. همه ما آنجا به‌معنای واقعی کلمه محرومیم. بی‌سوادی و بی‌پولی ما را در رنج بی‌نهایت قرار داده. باید بتوانیم یک جایی این سد را بشکنیم؛ سدی که بیرون از استان برای ما ساخته‌اند و باید آن را از تهران شکست.»

زعیم، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. می‌گوید مردم سیستان و بلوچستان صدایشان در دولت‌ها و پایتخت شنیده نمی‌شود، مسافت دور باعث شده کسی آنها را نبیند. عصبانی است از اینکه سهم استانشان از توسعه فقط شعار و سخنرانی است؛ به همین دلیل است که مهاجرت کرده تا او را به‌عنوان یک نماد ببینند و حرف‌هایش را بشنوند: «من در رشته مهندسی صنایع دانشگاه امیرکبیر درس خواندم، فوق‌لیسانسم را هم آنجا گرفتم و بعد برای کار در یک شرکت مواد غذایی کوچک و نوپا به آستارا رفتم. ۴سال آنجا کار کردم و بخشی از درآمدم را فرستادم زابل تا ۲خواهر و دخترخاله‌ام درس بخوانند و دانشگاه قبول شوند که همین هم شد و هر سه آنها در تهران و زاهدان دانشجو شدند. اصلا هدفم از کار کردن همین بود که بتوانم زمینه پیشرفت زنانی که می‌دیدم به‌خاطر بی‌پولی و فقر فرهنگی از تحصیل بازمانده‌اند را فراهم کنم.»

زعیم بعد از آستارا، به شرکت موادغذایی بزرگ‌تری در اردبیل می‌رود و به‌عنوان مدیرداخلی کارخانه مشغول به‌کار می‌شود. او نسبت به این مهاجرت‌های پیوسته حس دوگانه‌ای دارد: «تصورم این نبود که از شهر و زادگاهم آنقدر دور بمانم، از این جهت ویرانم‌، اما وقتی به این فکر می‌کنم که می‌توانم هر سال کمک مالی به زادگاهم کنم، کمی آرام می‌گیرم. من اگر از زابل بیرون نمی‌آمدم، درنهایت یک دستفروش یا در بهترین حالت کارمند عادی یک اداره بودم، اما حالا ماجرا تغییر کرده و هرچند با سختی زیاد، اما رو به پیشرفتم.»

از ویژگی‌های جالب زعیم این است که اگرچه از دل محرومیت آمده، اما مقهور تهران و امکاناتش نشده: «من وقتی دانشگاه قبول شدم، برای نخستین‌بار پایم را از زابل بیرون می‌گذاشتم؛ حتی به زاهدان هم نرفته بودم. تصور کنید یک جوان ۱۸ساله از وسط آن فضا به تهران بیاید. همان ترم اول استادم که خودش لر بختیاری بود و از استان فارس آمده بود تهران، به من گفت مراقب باش تهران پاگیرت نکند. پیشرفت خودت را در شهر دیگری جز اینجا تعریف کن. تهران یک جذاب تو خالی است و این شد که برای کار به آستارا رفتم.»

زعیم نمی‌داند مقصد بعدی‌اش کجاست و زندگی‌اش به کجا ختم می‌شود؛ فقط می‌داند که مدرسه‌ای که ۴ماه پیش کلنگش را زده، شروع واقعی شدن یک رویاست؛ مدرسه‌ای با دیوارهای آبی و حیاط سبز و تاب و سرسره‌ای که دختران و پسران کوچک روی آن سوارند و صدای خنده‌شان گنبد شاهی را پر از شادی می‌کند.
فتانه و جواد

۵۸سال زندگی در تهران که حاصلش ۴فرزند و یک آرایشگاه کوچک و خوشنام در جنوب‌شرق تهران بود، را مرداد سال ۹۸می‌گذارد و برای همیشه از تهران می‌رود؛ مهاجرتی که می‌گوید به‌خاطر فشار اقتصادی زیر بار آن رفته و حالا مجبور است دور از فرزندان، عروس و داماد و نوه‌هایش زندگی کند: «بی‌تعارف و خلاصه بگم که کم آوردیم. ۳میلیون تومن صاحب سالن گذاشت رو اجاره و از اون طرف صاحبخونه که این همه سال باهامون راه اومده بود، گفت یا ۱۰۰میلیون بذار رو پول پیشت یا معادلش اجاره بده. از کجا می‌آوردیم؟ شوهرم که بازنشسته ‌است و تکلیفش با ماهی ۳میلیون حقوق معلوم. درآمد سالن هم کفاف نمی‌داد، مشتری‌های رنگ، مش و هایلایت یا شینیون و آرایش برای عروسی که عمده سود و درآمد ما آرایشگرها از اونجاست، در اون منطقه کم شده بود و فقط برای اصلاح و ابرو و کوتاهی مو می‌اومدن که خوب سود ما توی این خدمات ناچیزه. وقتی دیدم از پس هزینه‌های خود سالن برنمیام، تصمیم گرفتم جمع کنم و برای همیشه از تهران برم.»

فتانه کلاردشت را انتخاب می‌کند؛ چون برادری دارد که یک سال و نیم قبل از او به آنجا مهاجرت کرده و خوب و بد زندگی در آن منطقه دقیق دستش آمده و می‌توانسته به او و همسرش کمک کند: «گفتم حالا که از تهران می‌رم، حداقل جایی رو انتخاب کنم که کس و کاری اونجا داشته باشم و از اون طرف اینقدر جمعیت داشته باشه که آرایشگاهم رو اونجا دوباره راه بندازم. این شد که ساکن یه واحد آپارتمان در کردمحل شدم و یک سالن ۳۰متری در کلاردشت اجاره کردم.»

کسب و کار فتانه در شهر جدید با گذشت یک سال هنوز پا نگرفته و روزی ۵ ،۶مشتری بیشتر ندارد. تبلیغات گسترده را شروع کرده بود که سر و کله کرونا پیدا شد: «من دوباره از صفر شروع کردم. فکر کنید؛ اون همه مشتری که در تهران سال‌های سال با تلاش و احترام تونسته بودم رضایت و اعتمادشون رو جلب کنم، گذاشتم و اومدم اینجا. کار در شهر جدید خیلی سخته، اهالی هنوز گارد شدید دارن که یکی از تهران آمده و می‌خواهد کاسبی‌شان را خراب کنه. مغازه‌دار فکر می‌کنه چون از شهر اومدی پس وضع مالی ات خوبه و می‌تونی بیشتر اجاره بدی، خانواده‌ها اجازه نمیدن همسر یا دخترشان برای کار بیان پیشت و هزار و یک مشکل دیگه، اما چه میشه کرد؟

باید با شرایط جدید کنار اومد و با مهربانی، احترام و ادب فرصت داد تا اعتماد اون‌ها هم جلب بشه.» فتانه روزهای سختی را سپری می‌کند. معتقد است مهاجرت سخت است؛ چه برسد در میانسالی که قدرت ریسک کردن و خلاقیت آدمیزاد پایین می‌آید و مواجهه با پدیده‌های تازه کمی ترسناک است. اما او این روزها وقتی قیمت مسکن و اجاره خانه در تهران را می‌بیند، از کاری که کرده پشیمان نیست؛ گرچه از دوری فرزندان و نوه‌هایش هم دلگیر است.

دسته‌ها
اخبار روز اخبار علم و فناوری سلامت

برای دریافت واکسن کرونا این ویژگی ها را باید داشته باشید

به گزارش کرج رسا به نقل از تلگراف، دانشمندان به دنبال استفاده از الگوریتمی هستند که توسط دانشگاهیان دانشگاه آکسفورد تهیه شده است تا بفهمند چه کسی بیشتر در معرض ابتلا به کرونا قرار دارد.

به گزارش تلگراف ، کمیته مشترک واکسیناسیون و ایمن سازی (JCVI) که مسئول شکل گیری استراتژی واکسن کرونا است قبلاً لیست اولویت ۱۱ ردیفی را تهیه کرده است.

این عمدتا بر اساس سن است اما تعدادی از عوامل مانند محل کار افراد و سابقه پزشکی را نیز در نظر می گیرد. دانشمندان قرار است به زودی این لیست را بررسی کنند؛ انتظار می رود نسخه به روز شده آن ظرف دو هفته آینده منتشر شود. پیش از این شواهدی در مورد تأثیر ویروس در بخشهای مختلف مردم منتشر شده است.

کارشناسان معتقدند که جوامع BAME ( سیاهان، آسیایی های و اقلیت های قومیتی) بیشتر تحت تأثیر کووید۱۹ قرار گرفته اند. اقلیت های قومی فقیرتر هستند و از این رو از نظر سلامتی بدتر هستند و احتمالاً در مشاغل مواجه با مردم کار می کنند که این شرایط آنها را در برابر ابتلا به بیماری آسیب پذیر می کند.

بسیاری از افراد جوامع BAME در مشاغل پرخطر حضور دارند و مدام با دیگر مردم تماس پیدا می کنند.

البته یک مطالعه دیگر نشان داده که افراد سیاه، آسیایی و اقلیت های قومی از نظر ژنتیکی چندان در خطر نیستند اما موقعیت اجتماعی و شغلی آنها مخاطره آفرین است.

بر اساس داده های اداره ملی آمار بریتانیا مردان همچنان بیشتر از زنان از ابتلا به کرونا می میرند.

آخرین صورتجلسه منتشر شده کمیته مشترک واکسیناسیون و ایمن سازی توضیح می دهد که چگونه اعضا درباره الگوریتم آکسفورد بحث کرده اند. فاکتورهای اساسی برای دریافت واکسن کرونا سن ، جنس ، قومیت ، محرومیت، وضعیت سیگار کشیدن، شاخص توده بدن ، شرایط پزشکی قبلی و داروهای فعلی است.

در این صورتجلسه اضافه شده است که این فاکتورها خطر بستری شدن در بیمارستان و مرگ و میر فرد را تعیین می کند و می تواند برای طبقه بندی جمعیت مورد استفاده قرار گیرد.

داده های آماری مشخص می کند که سیاه پوستان، آسیایی ها و اقلیت های قومی بیشتر از سایر مردم جهان یعنی دو الی سه برابر در معرض خطر کرونا قرار دارند.

دسته‌ها
گوناگون

شیئی عجیب در حیاط خانه این زن پیدا شد + عکس

به گزارش جام جم آنلاین یکی از اهالی پلیموث که در حیاط خانه خود مشغول حفاری بود چیزی عجیب تر از گنج پیدا کرد:‌ شمشیری برای شمشیربازی از قرن نوزدهم.

کری هداوی در این باره می‌گوید: “بیل من مدام به فلز می‌خورد. پس از چند بار برخورد با یک فلز این دستگیره را دیدم که یک طرف آن تخت بود و خیلی برایم اهمیتی نداشت اما و وقتی آن را از زمین بیرون آوردم، با خودم گفتم همینه!

 

 

هاداوی در مورد این کشف با محققان محلی تماس گرفت و پس از این به این نتیجه رسید که کارشناسان معتقدند یک آهنگر که در این منطقه کار می‌کرده است بیش از ۱۵۰ سال پیش این شمشیر را ساخته است.

حتی پس از پیدا کردن شمشیر ، هاداوی همچنین در حیاط خود نوک نیزه، فسیل و ابزار سنگی پیدا کرده است. او امیدوار است که یافته ها را در یک موزه محلی به نمایش بگذارد.