محمد صادق فاتح یزدی مؤسس منطقه جهانشهر کرج و کارخانجات بسیاری چون جهان چیت و روغن نباتی جهان بود که در سال ۵۳ توسط سازمان فدائیان خلق ترور شد.
به گزارش کرج رسا، حدود نیم قرن پیش، که یزد درگیر خشکسالی، قحطی و بیکاری شد، گروه هایی از یزدیان برای یافتن مکانی مناسب به جهت اسکان و سرمایه گذاری به منطقه کرج مهاجرت نمودند، که حضور برخی سرمایه گزاران خیر همچون “حاج محمدصادق فاتح یزدی” باعث رونق اقتصاد و بازار کار در کرج پیش از انقلاب شد.
تغییر رویکرد فاتح و روی آوردنش به صنعت، در نهایت به تاسیس کارخانجات متعددی در کرج با نام تجاری “جهان” منجر شد. به گفته ی برخی از بومیان کهنسال کرجی، علت نامگذاری جهان در فعالیت های فاتح علاقه وافر وی به همسرش بوده است، زیرا نام همسر وی جهان بوده است.
ساخت کارخانه جهان چیت کرج در واقع، چرخشی در فعالیتهای اقتصادی فاتح از تجارت به صنعت بود. این مسئله، لزوم تمرکز فعالیتهای او در یک منطقه جغرافیایی مشخص را موجب شد که فاتح، کرج را به این منظور برگزید اما این انتخاب، در راستا و همسو با جریانی کلانتر نیز بود.
در نیمه اول قرن حاضر شاهد شکلگیری واحدهای صنعتی و علمی متعددی در کرج هستیم که از آن جمله میتوان به صنایعی نظیر کارخانه قند، کارخانه ذوب آهن، صنایع نساجی مقدم، شرکت فرش ایران، نفت پارس و شرکت اِشتاد اشاره کرد و همچنین از مراکز آموزشی و پژوهشیای چون دانشکده کشاورزی (مدرسه فلاحت)، تعلیمات حرفهای کرج، مرکز اصلاح بذر و نهال، سرم سازی رازی و موسسه استاندارد نام برد.
وجود این صنایع و موسسات مختلف در شکلگیری ساختار کلانشهر کرج نقش عمدهای داشته است. فعالیتهای فاتح نیز در زمره این گروه قرار میگیرد. تاثیرات او در کرج به واسطه مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی و در کنار آن برخی فعالیتهای اجتماعی است که از این میان میتوان به تاسیس چندین کارخانه و گارکاه، احداث مراکز آموزشی و بهداشتی و شکلدهی به دو محله شهری (جهانشهر و چهارصد دستگاه) اشاره کرد.
در این مقاله سعی خواهیم کرد به بازخوانی این فعالیتها و بررسی تاثیرات آنها بر شهر کرج بپردازیم. به این منظور، فعالیتهای او را در پنج حوزه اقتصادی، اجتماعی، شهری، خدماتی و زیست محیطی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
تاثیرات اقتصادی
کرج در آن دوره سعی داشت برای خود دو هویت مشخص دست و پا کند: هویت صنعتی و هویت کشاورزی. تاسیس مجموعه کارخانجات «جهان» در شکلدهی به هویت صنعتی کرج حائز اهمیت است. تاسیس هفت کارخانه و کارگاه صنعتی از سوی فاتح، در کنار سایر صنایع کرج، موقعیت این شهر را در رتبهبندی مناطق صنعتی ایران بهبود بخشید.
فاتح، کارخانه «جهان چیت» را در ۱۳۳۵ تاسیس میکند و سایر فعالیتهایش عبارتند از:
· تاسیس کارخانه «روغن نباتی جهان» در سال ۱۳۳۶
· تاسیس «کارگاه بافندگی خانوادگی» در سال ۱۳۴۱ (این کارگاه، به دنبال سختی زنان از کار کردن در محیطِ مردانهی جهانچیت صورت میگیرد و در داخل محله چهارصددستگاه قرار داشته که بسیاری از زنان کارگر آن نیز ساکن همین محله بوده اند)
· تاسیس کارخانه «یخ سازی جهان» در سال ۱۳۴۲
· تاسیس کارخانه «روغن موتور جهان» در سال ۱۳۴۴
· تاسیس «سردخانه میوه جهان» در سال ۱۳۴۴
· تاسیس کارخانجات «پلاستیکسازی آرمه» در سال ۱۳۴۷
· تاسیس «شرکت آبادانی جهان»
در سال ۴۷، مجموعه کارخانجاتِ جهان، نقش عمدهای در تولیدات صنعتی ایران داشته و در آن سال، جهان چیت، ۱۵ درصد تولیدات نساجی ایران را به خود اختصاص داده بود و کارخانه پلاستیک سازی آرمه هم حدود یک سوم از محصولاتی چون کیسه گونی، چتائی، رومیزی و پارچههای دکوراسیون و توری کشور را تولید میکرد.
فاتح، کارخانجاتی نیز در دیگر شهرهای کشور داشته که از جمله میتوان به کارخانه چای در رامسر، کارخانه «بسته بندی چای جهان» در تهران و کارخانه «پشم بافی جهان» در قاسم آباد تهران اشاره کرد.
وی در کشاورزی نیز فعالیتهایی داشته است که از آن جمله می توان احداث ۱۵۰ هکتار باغات میوه و حدود ۸۰ هکتار جنگل چوبهای صنعتی و احداث ۵ حلقه چاه عمیق را نام برد. این مجموعه، در کنار دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران، مرکز اصلاح بذر و نهال و زمینهای زراعی کرج، موقعیت کشاوزی کرج را بهبود دادند. همچنین احداث سردخانه جهان در این حوزه حائز اهمیت است؛ سردخانه ای با ظرفیت ۱۲۰۰ تن که امکان نگهداری محصولات کشاورزی را برای حدود ۱۰ ماه فراهم میآورده است. این سردخانه در شهری ساخته میشود که در آن روزها «پایتخت کشاورزی نوین» خوانده میشده است.
فاتح همچنین، یک دامداری نیز در سال ۱۳۴۱ تاسیس میکند که زیر نظر اداره دامپزشکی اداره میشده است.
اما مهمترین تاثیر فعالیتهای اقتصادی فاتح، ایجاد فرصتهای شغلی جدید در کرج بوده است. در سال ۱۳۴۷ تعداد کارگران و کارمندان مجموعه صنعتی و کشاورزی جهان در شهر کرج بالغ بر ۳۰۰۰ نفر بوده است. این افراد در نساجی، روغن نباتی، روغن موتور، پلاستیکسازی، یخسازی، سردخانه، دامداری و کشاوزی اشتغال داشتهاند. اگر بعد خانوار را در آن سالها ۵ نفر در نظر بگیریم یعنی هر خانواده شامل پدر، مادر و سه فرزند باشد، به این ترتیب، تنها در سطح شهر کرج حدود ۱۵ هزار نفر از این مجموعه به صورت مستقیم ارتزاق میکردهاند. با توجه به گستره کشوری بازار محصولات این کارخانجات، این عدد در سطح ملی، بزرگتر هم بوده است.
تاثیرات اجتماعی
با ایجاد فرصتهای شغلی در کرج، امواج مهاجرتی بزرگی به این شهر آغاز شد. یکی از این جریان های مهاجرتی، به واسطه کارخانجات جهان شکل میگیرد. این جریان مهاجرتی که غالبا از یزد به سوی کرج است با نیت کار در این کارخانجات رخ داده و خود فاتح نیز در شکلدهی به آن، بیتاثیر نبوده است، چرا که به قول یکی از همین مهاجران، فاتح که خود نیز یزدی بود با این مهاجران، زبان مشترک داشت و از این رو تمایل بیشتری به استفاده از کارگران یزدی از خود نشان میداد. خصوصا آن که بسیاری از این کارگران به علت خشکسالی در یزد، زمین و سرمایه خود را از دست داده بودند.
به این ترتیب، حضور این کارخانهها به شکل گیری یک گروه از مهاجران یزدی در کرج منجر میشود؛ مهاجرانی که امروز به عنوان یکی از گروههای قومی بارز این شهر شناخته میشوند و جالب توجه آن که «۴۰۰ دستگاه»، محلهای که امروز به یزدی نشین بودن شهرت دارد، در واقع کوی کارگران کارخانه جهانچیت بوده است.
از دیگر فعالیتهای فاتح، ساخت مدرسه و آموزشگاه است. او دبستان فاتح را در ۱۳۳۵ و دبستان تعاونی جهان چیت را در ۱۳۴۳ احداث میکند که هر کدام شش کلاس داشته اند. علاوه بر کرج، دو دبستان دیگر نیز میسازد که یکی در تهران و دیگری در مهرآباد مشهد است.
ایجاد دو ساختمان پیکار با بیسوادی برای کارگران و ساکنین محل نیز با پیگیری و حمایت سندیکای کارگری انجام میگیرد. اما تاثیرگذارترین فعالیت او در این زمینه، احداث «آموزشگاه حرفهای فاتح» است که امروز به نام مرکز آموزش فنی و حرفهای در منطقه جهانشهر کرج شناخته میشود. ساخت این آموزشگاه، با توجه به رشد جمعیت و تغییر شیوه معیشت از کشاورزی به صنعت جایگاه ویژهای دارد. این تحولات، در آن سالها به لزوم آموزشهای تخصصی و فنی برای گروههای مختلف مردم دامنزده بود و در ارتقاع سطح کیفی و دانش فنی اهالی کرج و در سطحی وسیعتر، منطقه و ایران موثر بوده است.
گفتنی است، بسیاری از کرجی ها از خدمات آموزشی رایگان آن استفاده کردهاند.
تاثیرات در ساختار شهری
فاتح به موازات فعالیتهای صنعتی خویش، با کمک یک مهندس خارجی که عدهای میگویند روسی بود و عدهای فرانسوی یا آلمانی، شروع به قطعهبندی زمینهای اطراف و خیابانکشی آنها میکند. این کار در نهایت به ایجاد دو محله «چهارصد دستگاه» و «جهانشهر» منجر میشود. ۴۰۰ دستگاه که در ابتدا آن را «جهانآباد» یا «کوی کارگران جهانچیت» نامیده بودند، در ضلع جنوبی کارخانه جهانچیت قراردارد.
این بخش، به عنوان یک مجموعه ۴۰۰ واحدی در نظر گرفته شده بود که تنها ۲۰۰ واحد آن اجرایی شد. خیابان بهشتی(قزوین) در این تقسیم بندی نقش یک مرز را بازی میکند. در سمت جنوب این خیابان کارخانههای جهان چیت، روغن نباتی جهان و ۴۰۰ دستگاه قرار دارند و در شمال این خیابان منطقه جهانشهر واقع شده است.
این تقسیمبندی در خود، نوعی از قشربندی اجتماعی را رعایت کرده است. در بخش جنوبی یا ۴۰۰ دستگاه، کوچهها و خیابانهای باریکتر و خانههایی با متراژ کمتر تعریف شدهاند اما در بخش شمالی، خیابانها و کوچهها پهنتر بوده و متراژ قطعات مسکونی بزرگتر میشود. شاهد این قشربندی نیز وجود دو کوچه ۶ دستگاه و ۸ دستگاه در جهانشر آن روزگار است. اینها در حقیقت، خانههایی بودند که در اختیار کارمندان کارخانههای جهان قرار داشتند.
تاثیرات فرهنگی و خدماتی
فعالیتهای فاتح در این دو محلهی شهری تنها به خیابانکشی، ساخت خانههای مسکونی و مدرسه ابتدایی محدود نمیشود. در محله ۴۰۰ دستگاه، تا پیش از آنکه لولهکشی آب آشامیدنی به خانهها برسد، یک لوله، آب آشامیدنی را تا سر کوچهها میآورده و در سر هر کوچه یک شیر فشاری قرار داشته است. درمانگاه راستروش فعلی و مسجد جامع چهارصد دستگاه نیز از دیگر ساخت و سازهای خدماتی او در ۴۰۰ دستگاه است. دیگر کارهای خدماتی او در جهانشهر عبارتند از اهدا زمین و مبلغ یک میلیون ریال جهت ساخت بیمارستان شهید مدنی(شیروخورشید سابق)، اهدا زمین ساختمان هلال احمر(شیروخورشید سابق)، ساخت کافه جهان، اهداء زمین برای قبرستان حاجیآباد و ساخت زورخانه فاتح، ساخت مسجد رسول اکرم نیز که پس از فوت او به پایان میرسد با اهداء زمین و تخصیص یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال اعتبار توسط او انجام میگیرد.
از دیگر ساخت و سازهای خدماتی او که ظاهرا نیمه تمام میماند آموزشگاه پرستاری و پرورشگاهی جهت نگهداری ۲۵۰ کودک در کرج بوده است. معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تهران نیز در سایت خود، نام او را جزء خیرین ساخت خوابگاهها آورده از او و بابت ساخت خوابگاهی برای دانشجویان یزدی و مشهدی این دانشگاه در سال ۱۳۵۴ تقدیر کرده است.
تاثیرات زیست محیطی
در میان کارهای فاتح، آنچه بیش از دیگر کارهایش به همان قوت پیشین پابرجاست درختهای کهن سالی هستند که هنوز هم جهانشر را از دیگر بخشهای شهر کرج متمایز میکنند. بخش قابل توجهی از زمینهای سبز و پارکهای امروز کرج، حاصل فعالیتهای اقتصادی و کشاورزی فاتح است. امروز، باغهای جهانشهر یکی از سرمایههای محیط زیستی کرج محسوب میشود و در تعریف کرج به عنوان یک باغشهر نقش به سزایی دارند. در کنار این باغها، کاشت درخت در حاشیه خیابانهای جهانشهر نیز جالب توجه است. درختهایی که هنوز با ساختمانهای سر به فلک کشیده جهانشهر، زورآزمایی میکنند.
قطعا کسب سود، مساله ایست که برای هر سرمایهداری حائز اهمیت است و فاتح نیز از این قضیه مستثنی نیست. او به عنوان یکی از سرمایهدارن مطرح زمان خود، فعالیت های اقتصادی متعددی داشته اما حاصل این فعالیت ها در بسیاری از جنبه های اقتصادی، اجتماعی، خدماتی، شهری و زیست محیطی کرج بصورت مستقیم یا غیرمستقیم تاثیرگذار بوده است. در کرج آن دوره، بجز فاتح میتوان از سرمایهداران دیگری چون عظیمی، اسلامی، ترقی، کمالی، لیستر و افراد دیگری نام برد که هرکدام به نحوی در شکل گیری و توسعه این شهر نقش داشتهاند.
ترور وی توسط سازمان چریک های فدائی خلق
فاتح که در برابر اعتصاب کارگران کارخانه نساجی با دعوت از نیروهای امنیتی ایستادگی کرده بود، در بیستم مرداد سال ۱۳۵۳ هنگامی که مشغول رانندگی به سوی محل کار بود، توسط سازمان چریک های فدائی خلق ترور شد.
غلامحسین ساعدی در شماره هفتم فصلنامه الفبا که پس از مرگ او در پاریس منتشر شد مینویسد: فتحعلی پناهیان جوان بیست و چند ساله… فاتح را کشت. نقل قول هایی نیز مبنی بر دخالت ساواک در قتل فاتح به دلیل باج ندادن به دربار پهلوی وجود دارد.
حاج محمدصادق فاتح یزدی در یکی از قطعات باغ هایش در جهانشهر کرج دفن شده است.
فاتح فعالیت های زیادی در انجام کارهای خیر و عامل المنفعه داشته و از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
ساخت ورزشگاه و یک باب زورخانه / مرکز فنی حرفه ای / سردخانه / بیمارستان / دانشکده اقتصاد / پارک / مدرسه در جهانشهر کرج / ساخت یک واحد خوابگاه به متراژ ۳۴۰۰ متر مربع در کوی دانشگاه در سال ۱۳۴۸ و به موارد بی شمار دیگر در سرتاسر ایران
فرازی از وصیت نامه محمد صادق فاتح
تولد من تقریباً ۱۲۷۷ در یزد می باشد و خدا را شکر می نمایم که در یـک خانواده اصیل و نجـیب و خـداپرست بـدنیا آمده ام و در تمام دوره زندگی که از سن چهارده سالگی شروع شده همیشه اوقـات خود را در شـهر های مـختـلف بیرجند، مشهد، تهران، کرج صرف امور عمرانی و آبادی و اقتصادی و عام المنفعه نموده و در هر قسمت به خواست خداوند متعال با حسن شهرت و اعتبارات خوب و نیکنامی توفیق (از حیث مادی و معنوی) حاصل گردیده و امیدوارم اقداماتی که اینجانب در زمان حیات در هر قسمت نموده ام بعد از من به فرزندانم و نوه های عزیز به نحو احسن تعقیب خواهند نمود و موفق خواهند شد.
اینک لازم است از تـمام همکـاران صالـح و صمیـمی از همشـیره زاده ها و آقایـان غضنفر گرامیان و رو سا شرکت ها و کارمندان و کارگران زراعتی و صنعـتی و غیـره کـه در تـمام امـور در شـهرهای مختلف و ایجاد شرکت های متعدد صمیمانه مساعدت های لازمـه برای پیشـرفت منـظور نـموده اند تشکر مـینمایـم و از خداوند متعال توفیق و سعادت همه آنها را خواستار بوده و خواهم بود و انتظار دارم کمافی السابق در موسساتی که بمرور زمان بوجود و از هر لحاظ مورد استفاده عامه قرار گرفته و واقعاً حائز اهمیت است با مدیریت صحیح و سالم نگهداری خواهد شد. اگر خدای نخواسته در ضمن عمل اتفاقـاً فـیمابین روسا اختلاف نـظر حاصـل شود فـوری رفع خواهند نمود که به اصل موضوع لطمه ای وارد نشود.
روحش شاد و یادش گرامی
گردآوری و نگارش: بردیا گودرزی / کرج رسا
لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.
-
لطفا نوشتاری که باواقعیت همخوانی ندارد وعقل سلیم نمی پذیرد را حذف کنید.
حکومت جز آبادی مملکت وایجاداشتغال چه می خواست؟!
.چنین افرادی که باایجادشغل باری ازروی دوش حکومت برمیدارندبرای حکومت افتخار آفریند.
پرمشخص است که گروهکها وافرادی که از چنین شخصیت هایی ناراضیند درصدد ترورونابودیشان برمی خیزند.
شخصیت های کارآفرین وموفق، باری بزرگ ازروی دوش حکومت ها برمی دارند،ونه دولت نیاز به باج آنها دارد ونه آنهارا نیازبه باج حکومتی…
-
لعنت بتو ای فتحعلی پناهیان و لعنت به پدر و مادرت که تخم هرزه ای مثل تو را کاشتند و لعنت به گروهک کمونیستی فدائیان خلق که ماموریتی بجز خرابی نداشتند.
حیف و هزاربار حیف ….آیا مادران این سرزمین میتوانند فرزندی مثل زنده یاد فاتح یا امیرکبیر بدنیا بیاورند جه تضمینی برای درامان بودنشان وسرانجام کارهای بزرگشان وجودخواهد داشت…افسوس …مابه دشمن احتیاج نداریم حماقت ما دشمن ماست …حیف وهزاربار حیف