دسته‌ها
اخبار استانها اخبار تهران اخبار حوادث اخبار روز

جزئیات تازه از قتل دردناک «الیاس محمدی»؛ پاکبان شهرداری

روزنامه اعتماد در گزارشی به قلم بهاره شبانکارئیان نوشت: نیمه شب، قاتل با انگیزه واهی که در ذهنش داشت از ماشین سیاه رنگ خود پیاده و به سمت دو جوان حمله کرد. با یکی از آن‌ها درگیر و او را از بالای پل نیایش به پایین پرت کرد. بعد هم بدون اینکه پشت سرش را نگاه کند، سوار ماشینش شد و فرار کرد. پسر جوان که از بالای پل به پایین پرت شده بود نه تنها جانش را از دست داد، بلکه چند ماشین نیز از روی جسد او رد شدند…

بیستم بهمن ماه سال جاری روزنامه همشهری از قتل یک پاکبان شهرداری حوالی پل نیایش تهران خبر داد و نوشت: «بامداد ۲۰ بهمن، پسر جوانی، یک پاکبان شهرداری تهران را از بالای پل نیایش به پایین پرت کرده، چون فکر می‌کرده مقتول قصد اهانت به پرچم‌هایی را دارد که به مناسبت ۲۲ بهمن برافراشته شده بود. پاکبان جان باخته و حتی چند خودرو نیز زیر پل، جسدش را زیر گرفتند.»

انگیزه متهم مدتی بعد چیز دیگری اعلام شد و رسانه‌ها نوشتند: «متهم فکر می‌کرده مقتول قصد سرقت پرچم‌ها را داشته است.»

پس از انتشار این اخبار، این روزنامه درصدد برآمد تا در گفتگو با یکی از مطلعان که تمایلی نداشت نامش در گزارش عنوان شود از جزییات زندگی «الیاس محمدی» پاکبان شهرداری که به طرز فجیعی به قتل رسیده است، گزارشی را منتشر کند.

فرد نزدیک به الیاس محمدی در مورد زندگی او می‌گوید: «الیاس حدودا ۱۹ سالش بود و دو، سه سالی می‌شد که از یکی از کشور‌های همسایه به ایران آمده بود. الیاس فرزند آخر بود و یک برادر بزرگ‌تر از خودش داشت. همین دو برادر بودند. حمید، برادر بزرگ‌تر او متاهل بود. حمید قبلا مدتی در میوه‌فروشی که الیاس کار می‌کرد، مشغول بود. دو، سه سال پیش به کشورشان برگشت و الیاس را با خود به ایران آورد و بعد از اینکه الیاس را جای خودش در آن میوه‌فروشی گذاشت، رفت و به کارگری ساختمان مشغول شد. الیاس کارگر شهرداری هم بود و شب‌ها دیواره‌های روگذر اتوبان‌ها را نظافت می‌کرد و بعد از اتمام کارش سمت میدان نور در کانکس شهرداری می‌خوابید.»

او در ادامه می‌گوید: «صاحب میوه‌فروشی که الیاس نزد او کار می‌کرد چند بار به او گفته بود که شب‌ها دیگر برای شهرداری کار نکند و همانجا در میوه‌فروشی بماند، اما الیاس موافقت نکرده بود. حتی الیاس دو شب قبل از اینکه به قتل برسد سمت پل سیدخندان وقتی مشغول نظافت دیواره‌های روگذر اتوبان بوده پایش از روی نرده‌ها لیز می‌خورد و تعادلش به هم می‌ریزد. الیاس وقتی این موضوع را برای صاحب کارش یعنی همان صاحب میوه‌فروشی تعریف می‌کند او مجدد به الیاس می‌گوید که دیگر شب‌ها برای نظافت نرو، اما باز الیاس حرف او را گوش نمی‌دهد. دو شب بعد از این اتفاق هم همان پسر جوان الیاس را از بالای پل نیایش به پایین پرت می‌کند. چند روز بعد از اینکه الیاس به قتل رسید برادرش جنازه او را از پزشکی قانونی تحویل گرفت تا به کشور خودشان برای خاکسپاری ببرد.»

یکی از اهالی همان محلی که این پاکبان شهرداری روز‌ها در آنجا مشغول بوده نیز می‌گوید: «الیاس در خیابان سازمان برنامه شمالی در محله بلوار فردوس غرب در یک میوه‌فروشی کار می‌کرد.»

طبق اطلاعاتی که این روزنامه از جذب نیرو توسط شهرداری به دست آورده، مشخص است که شهرداری در دو بخش مجزا نیرو می‌پذیرد. جمع‌آوری زباله، جوی‌ها و انهار، معابر و… جزو مجموعه خدمات شهری محسوب می‌شود. مواقعی که شهرداری کارگر کم دارد برخی کارگران را بالای خاور می‌فرستد؛ آن هم جهت جمع‌آوری زباله. کارگران شهرداری می‌توانند پست اضافه هم بگیرند. در حال حاضر حقوق پاکبانان تقریبا ماهی ۹ میلیون تومان است. تمام کارگران شهرداری باید بیمه شوند، ولی اگر ایرانی نباشند و از اتباع باشند، نمی‌توانند بیمه شوند. اکثر کارگران غیرایرانی وقتی برای‌شان اتفاقی می‌افتد، نمی‌توانند موضوع را پیگیر شوند، چون هیچ هویتی ندارند. حتی گاهی اگر کارگران اتباع گوشی‌شان مورد سرقت قرار بگیرد به پلیس ۱۱۰ نمی‌توانند تماس بگیرند و اطلاع بدهند، چون پلیس به خاطر عدم هویت این‌ها گزارش سرقت را نمی‌تواند ثبت کند؛ بنابراین طبق این شرایط هیچ حق و حقوقی به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد.

این در حالی است که «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران در واکنش به خبر قتل این پاکبان گفت: «شهرداری پیگیر حق و حقوق پاکبان فوت شده است، اما بیان ابعاد و جزییات مرگ پاکبان از حوزه اختیارات ما خارج است.»

ساعت ۲ بامداد جمعه بیستم بهمن ماه، قتل مرد جوانی در اتوبان نیایش به بازپرس محسن اختیاری اعلام شد. با اعلام این خبر تیم جنایی راهی محل شد. در تحقیقات اولیه که کارآگاهان پلیس از همکار مقتول انجام دادند، مشخص شد شب حادثه پسر جوانی به سمت الیاس آمده و او را از بالای پل به پایین انداخته است.

این شاهد عینی به کارآگاهان گفته بود: «با پیمانکار شهرداری کار می‌کنیم و شب حادثه مشغول شستن و نظافت دیواره‌های روگذر اتوبان نیایش بودیم. ناگهان یک خودروی پژو پرشیای مشکی مقابل‌مان توقف کرد. راننده با عصبانیت از خودرو پیاده شد و به سمت‌مان حمله کرد. بدون هیچ مقدمه‌ای با همکارم گلاویز شد و بعد او را از بالای پل به پایین انداخت. می‌خواستم او را بگیرم که فرار کرد. بعد هم چند خودرو موقع عبور از زیر پل، جسد دوست‌مان را زیر گرفتند.»

به دنبال این حادثه هولناک، قاضی محسن اختیاری، بازپرس جنایی تهران دستور داد تا جسد به پزشکی قانونی انتقال یابد، دوربین‌های مداربسته مورد بازبینی قرار بگیرد تا با به دست آمدن شماره پلاک خودروی قاتل، او شناسایی و دستگیر تا انگیزه‌اش از این جنایت هولناک مشخص شود.

جست‌وجو برای شناسایی و دستگیری راننده پژو نتیجه داد و ماموران موفق شدند ظهر شنبه، بیست و هشتم بهمن‌ماه او را دستگیر کنند. متهم در بازجویی‌ها به قتل اعتراف کرد و انگیزه عجیبی را پیش روی تیم جنایی قرار داد. او گفت تصور می‌کرده مقتول قصد سرقت پرچم را دارد. این متهم بازداشت شده و تحقیقات تکمیلی از او ادامه دارد.

در ادامه تحقیقات هویت قاتل شناسایی و دستگیر شد. راننده خودروی پرشیا در تحقیقات گفت: «در حال عبور از روی پل نیایش بودم که مقتول و دوستانش را دیدم. فکر کردم آن‌ها می‌خواهند پرچم‌های کنار اتوبان را سرقت کنند. با این تصور ابتدا به پلیس زنگ زدم و بعد هم به سمت آن‌ها رفتم و درگیر شدم. قصدم قتل نبود و تصور نمی‌کردم آن‌ها کارگر شهرداری باشند و قصد نظافت داشته باشند.»

بازپرس شعبه دوم دادسرای امور جنایی پایتخت، دستور انتقال متهم به اداره آگاهی و ادامه تحقیقات را صادر کرد.

رسانه‌ها در مورد عامل قتل پاکبان شهرداری نوشتند: او ۲۵ سال دارد و لیسانس است و در زمینه کار‌های ساختمانی فعالیت داشته. او در بازجویی‌ها گفته که قصد کشتن پاکبان شهرداری را نداشته است.

رسانه‌ها درباره شب حادثه و انگیزه متهم به نقل از او نوشتند: «تصور اشتباه من باعث مرگ پاکبان بی‌گناه شد. من واقعا قصد گرفتن جانش را نداشتم. حتی وقتی او از روی پل به پایین پرتاب شد هم فکر نمی‌کردم، زنده نماند. فکر کردم او قصد سرقت پرچم را دارد. نمی‌دانستم او برای نظافت آنجاست. من معمولا هر تخلفی می‌شود به پلیس گزارش می‌کنم. مانند نمونه بار‌ها دیده‌ام که افرادی صندوق صدقات خالی می‌کنند یا قصد سرقت لوازم داخل ماشین را دارند یا با فردی درگیری شده‌اند. هر چه ببینم فورا به پلیس زنگ می‌زنم و موضوع را گزارش می‌کنم. در این مورد احساس مسوولیت شدیدی دارم. آن شب هم دو مرتبه به پلیس زنگ زدم، اما تصمیم گرفتم خودم دست به کار شوم و به کارگر جوان تذکر بدهم که بی‌خیال سرقت شود.

اگر متوجه می‌شدم که چنین کاری انجام نمی‌دادم. رفتم به سمت مقتول و گفتم سارقی؟ بعد با هم درگیر شدیم. هلش دادم که ناگهان از روی پل افتاد پایین. من هم فکر کردم که کار سرقت او را ناتمام گذاشته‌ام. بعد از حادثه سوار ماشینم شدم و رفتم. ظاهرا او از روی پل به پایین پرتاب شده و بعد خودرویی او را زیر گرفته است. من اصلا نمی‌دانستم که آن‌ها کارگر هستند و در حال نظافت خیابان. حالا که متوجه این موضوع شده‌ام، بسیار پشیمانم و عذاب وجدان دارم. امیدوارم خانواده‌اش حلالم کنند.»

توضیح: از همان ابتدا که خبر قتل پاکبان شهرداری توسط رسانه‌ها منتشر شد پیگیر این حادثه بوده، اما بنا به دلایلی گزارش با تاخیر منتشر شده است. مشخصات افراد مصاحبه‌شونده نزد این روزنامه محفوظ است.

دسته‌ها
اخبار اجتماعی اخبار روز اخبار سیاسی اخبار فرهنگی

جامعه ایران عصبانی است؛ سر به سر دختران مردم نگذارید

فیاض زاهد در یادداشتی برای روزنامه اعتماد نوشت: گاهی پدر بودن با هزاران مشکل همراه است. این پیچیدگی‌ها و مشکلات در کشور ما بسیار بیشتر است. اگر پسر داشته باشید با هزاران دغدغه درباره نحوه تربیت، آموزش و شرایط موجود مدرسه، نحوه رفت و آمد، چگونگی انتخاب دوستان و هزاران مساله ریز و درشت روبه‌رو هستید. تازه این مشکل دوران تحصیل است.

وقتی به سن بلوغ رسید مشکلات تحصیلی و ورود به دانشگاه و چگونگی ورود به محیط‌های آموزش عالی و کنکور خود یکی از بزرگ‌ترین مصیبت‌های خانواده‌های ایرانی است. همه این‌ها به کنار، پس از تحصیل انتخاب همسر و مصایب ازدواج و هزینه‌های چنین انتخابی که جای گفتن نیست. آنگاه به خوان هفتم این فرآیند می‌رسیم: اشتغال.

در همه کشور‌های توسعه یافته و در حال توسعه، سنتی نانوشته، اما ساری در جریان است. فرزندان در ۱۸ سالگی از خانه‌های والدین جدا شده و تلاش خود را برای آینده خویش آغاز می‌کنند. اما پدر و مادر ایرانی از نوع خاص والدین جهان هستند.

بسیاری از این نازنین‌ها حتی پس از بازنشستگی هم باید کار کنند، نه یک‌جا بلکه برخی از این بزرگواران برای کمک به عائله فرزندان جوان خود دست به کار‌هایی می‌زنند که آدمی تنها باید از خجلت سر به گریبان برد. من دختر دارم. دخترانم را مانند همه پدر‌ها و مادر‌ها عاشقانه دوست دارم. همه تکالیفی را که برای والدین ایرانی در بالا برشمرده‌ام انجام می‌دهم.

هنوز هزاران دغدغه دارم. از تحصیل تا ازدواج، از اشتغال تا مسکن، از سختی‌های مسیر تا ناکامی‌هایی که فرجام همه خانواده‌های ایرانی است. من دخترانم را دوست دارم. آن‌ها را درنهایت تلاش خود پرورش داده‌ام. بسیاری از خواسته‌های‌شان را نتوانسته‌ام برآورده کنم و البته وجودشان منبع الهام و عشق و تلاش من بوده‌اند. عشق من به دخترانم مانند همه شما، امری ذاتی، فرهنگی، مبتنی بر آموزش‌های خانوادگی و تاثیر داده‌های مذهبی است.

پیامبر ما هم دختر داشت. فاطمه زهرا به عنوان رکن رکین علاقه‌مندان به اهل بیت منبع الهامات و فیوضات فراوانی بوده است. دختران ما مادران فردا و عامل اصلی تربیت درست فرزندان‌مان و منبع سکون و وقار و تسکین خانواده‌ها هستند. وقتی برای عملیات خرمشهر حاضر می‌شدیم، هزاران نگرانی و مساله در ذهن داشتیم. از غیرت ملی تا ارزش‌های دینی تا وفای به امام و البته داستان فجایعی که بر دختران وطن در سرزمین‌های اشغالی رفته بود.

 

فیاض زاهد، روزنامه نگار و تحلیلگر

 

نمی‌دانم شنیده‌اید که کلاه‌سبز‌ها برای انتقال جنازه دختر ایرانی که هتک حرمت شده و به دار آویخته بودنش، سه شهید تقدیم کردند تا ناموس وطن را به این سوی کارون آورند. همه ما با چنین الهاماتی زندگی کرده‌ایم. گاهی از خود می‌پرسم اگر این نیرو‌های متولی ایمان! و اخلاق و عفاف با دخترکان من چنین کنند چه خواهم کرد؟

به عنوان یک کهنه سرباز وطن وقتی فیلم‌های تهاجم گشت ارشاد به نوامیس مردم و دخترکان مظلوم‌شان را می‌بینم از خود می‌پرسم: همه آن‌هایی که آن شب‌ها هم‌قسم شده بودیم تا از ناموس وطن‌مان دفاع کنیم اگر امروز زنده بودند چه می‌کردند؟

حس غریبی دارم. هم پدرم و دختر دارم و هم به این کشور دلبسته‌ام. مهم نیست که آیا امکان رفتن و مهاجرت داشته و دارم، بلکه مهم آن است که چرا باید کاری شود که هر کس را که می‌بینی اگر راهی برای کوچ داشته باشد، دریغ نمی‌کند. دیروز چند جوان خلاق ایرانی را به تصادف دیدم. می‌دانستند که در سفر بوده‌ام؛ دردناک است اگر بدانید که هر سه آن‌ها تاکید داشتند که نباید برمی‌گشتید. اینکه اگر جای من بودند به هر جایی می‌رفتند جز اینکه در ایران بمانند. این جملات را حاصل توطئه دشمن ندانید.

این‌ها بخش‌هایی از واقعیت اجتماعی ایران امروز است. من و بسیاری بر آن کلام شاملو باور داریم که چراغ‌مان در این خانه می‌سوزد؛ اما آقایان! متولیان، دلسوزان: کشور و مردم که با هزاران مشکل اقتصادی، معیشتی و بین‌المللی، انزوا، فقدان سرمایه‌گذاری، کاهش اشتغال، آسیب‌های اجتماعی روبه‌رو هستند، شما چرا دیگر بر مصایب‌شان می‌افزایید؟

برخی را باور آن است که این حجم از فشار و تمرکز بر سبک زندگی مردم نه تنها به رشد ارزش‌های حجاب و اخلاق کمک نمی‌کند، بلکه سبب رویگردانی بخش‌های وسیعی از جامعه می‌شود. در واقع بعید است که متولیان گشت ارشاد ندانند این روش‌های آن‌ها به کمک حجاب و رشد عفاف منجر نخواهد شد، بلکه با سرعت بر طبل دوئیت و چنددستگی اجتماعی منجر خواهد شد.

من بر این باورم که شاید مبدعان این طرح به دنبال اصلی و فرعی کردن مشکلات هستند، یعنی نمی‌توانند مشکلات اصلی جامعه را حل کنند و بیشتر در حال انجام عملیات ایذایی هستند تا حواس مردم را به جای دیگری متوجه کنند. اما تجربه ۹۶ نشان داد تا چه اندازه این روش‌های فرعی و بحران‌سازی‌های مصنوعی می‌تواند خطرناک باشد و به سلاحی علیه خود بدل شود.

جامعه ایران عصبانی است. سر به سر دختران مردم نگذارید. اگر ارزش‌های دینی را دوست دارید، بگذارید ارزش‌های فطری از سر انتخاب باشد نه اجبار و اگر به ثبات امنیتی کشور دلبسته‌اید، سبک‌سری نکنید، با عواطف مردم بازی نکنید. شما یک عمر باندای تاریخ درباره جسارت برخی مدعیان به دختری رعنا تاریخ ساخته‌اید، آنگاه چگونه انتظار دارید دخترکان‌مان را در خیابان مورد تعرض قرار دهید و آب از آب تکان نخورد.

نکنید! ما دختران‌مان را دوست داریم.

دسته‌ها
اخبار اجتماعی اخبار روز اسلایدر

حداقل مجازات کسانی که مانع ورود واکسن شدند، پرداخت دیه به قربانیان است

روزنامه اعتماد با اشاره به ممانعت مسئولان ستاد مبارزه با کرونا نوشت: بر اساس ماده ٢٩۵ قانون مجازات اسلامی، «هرگاه کسی فعلی که انجام آن را برعهده گرفته یا وظیفه خاصی را که قانون بر عهده او گذاشته است، ترک کند و به سبب آن، جنایتی واقع شود، چنانچه توانایی انجام آن فعل را داشته باشد، جنایت حاصل به او مستند می‌شود و حسب مورد عمدی، شبه‌عمدی، یا خطای محض است، مانند اینکه مادر یا دایه‌ای که شیردادن را برعهده گرفته است، کودک را شیر ندهد یا پزشک یا پرستار وظیفه قانونی خود را ترک کند».

از آنجایی که اقدامات فعلی مدیران ذی‌ربط تقصیر از نوع تفریط است و کوتاهی و قصور آنها مرگ‌ومیر و شیوع بالای این ویروس را در کشور ایجاد کرده است، باید به قوه قضائیه معرفی شده تا در دادگاه عادلانه محاکمه و مجازات شوند. به نظر می‌رسد در خوشبینانه‌ترین حالت، ضمان دیه متوفیان بر عهده مدیران مقصر است.

دسته‌ها
اخبار روز اخبار سیاسی

عباس عبدی: آبان ۱۳۹۸؛ تب یا بیماری؟

عباس عبدی روزنامه نگار، در روزنامه اعتماد نوشت: سال گذشته در چنین روزهایی شاهد خطیرترین اتفاقات در چهل سال گذشته بودیم. از همان آغاز پیروزی انقلاب درگیری‌های گوناگونی آغاز شد، در کردستان، گنبد، آذربایجان، جنوب، خوزستان، بعدها در مازندران و سپس جنگ و درگیری‌های مسلحانه داخلی و ترورها، همه و همه وجود داشت. در مقاطعی نیز شاهد اتفاقات محدود در سطح یک شهر یا استان بودیم. بعدها برخی رویدادها نیز مثل سال ۱۳۸۸ به این مجموعه حوادث اضافه شد.

ولی به عنوان کسی که در تمام این مدت ناظر و شاهد این اتفاقات بودم، با اطمینان می‌گویم که نوع رویدادهای سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ به کلی متفاوت از گذشته بود و بسیاری را نسبت به سرنوشت جامعه و اینکه به کجا می‌رویم نگران کرد.

شاید برخی افراد نتوانند تصور کنند که در تابستان سال ۱۳۶۰ که کشور از یک سو درگیر جنگ تمام‌عیار بود چقدر ترور انجام شد و ده‌ها نفر از مسئولین کشور نیز از سوی مخوف‌ترین سازمان تروریستی ترور شدند، ولی کمتر کسی نگران بود که این اقدامات تخریبی، جامعه را از نظر امنیتی دچار مشکل غیر قابل حلی کند.

 

عباس عبدی

 

ولی از دی ماه سال ۱۳۹۶ و سپس آبان ۱۳۹۸ مسأله به کلی تفاوت کرد. زیرا این اعتراضات واجد هیچ یک از ویژگی‌های اتفاقات قبلی نبودند. حوادث و درگیری‌های قبلی خودشان مسأله بودند، اگر حل می‌شد، مسأله تمام می‌شد. در حالی که اعتراضات سه سال اخیر، خودشان مسأله نیستند، و حتی مطلوبیتی برای عوامل خود ندارند و این برخلاف گذشته است که ترور مقامات و مردم مطلوب و هدف افراد و گروه‌های ترورکننده بود، در حالی که این اعتراضات چنین نیست.

مسأله چیز دیگری است و اعتراضات نمود آن مسأله است. مثل تب که بروز بیرونی بیماری و عفونت است و اتفاقاً باید از آن استقبال کرد چرا که علامت خوبی برای پیش‌گیری و درمان است.

شکستگی استخوان بیماری و نقص است و باید همان را درمان کرد ولی تب بیماری نیست، حتی اگر لازم باشد که درجه آن را با دارو و پاشویه کم کرد، ولی فقط علامت بیماری است که باید مرکز تولید عفونت و ریشه تب را شناسایی و به درمان آن پرداخت و الا بیماری پیشرفت خواهد کرد.

با این مقدمه انتظار می‌رفت که حوادث دی ماه سال ۱۳۹۶، آغازی باشد برای شناخت مرکز تولید عفونت و درمان آن، ولی آن تب به علل گوناگونی خفیف تلقی شد و به سرعت اقدام به رفع آن کردند. در نتیجه گمان کردند که بیمار درمان شده است، در حالی که فقط علامتش کنترل شده بود.

دو سال گذشت و این بار تب با شدت بیش‌تری خود را نشان داد. تقریباً و با اطمینان می‌توان گفت که در فاصله این دو سال، اقدام عملی و ریشه‌ای برای شناخت و درمان صورت نگرفت، هر چند مطالعات و گفتگوهای غیر علنی و یا عمومی در باره آن انجام شد، بدون اینکه یک گزارش جامع و کامل از علل و چگونگی شکل‌گیری این رویدادها و نیز اقداماتی که برای حل ریشه‌ای آنها باید انجام داد ارایه شود.

در غیاب این درس‌آموزی، زمان زیادی نگذشت که شاهد اعتراضات آبان ماه بودیم. شورشی که به ظاهر تحت عنوان اعتراض به افزایش قیمت بنزین رخ داد. اگر چه در باره نحوه عمل دولت در افزایش قیمت بنزین انتقادهای فراوانی وجود داشت و دارد از جمله بنده مثل بسیاری دیگر معتقد بودم که افزایش قیمت بنزین نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه به این نحو درست هم نیست.

مشکل را حل نمی‌کند، به این دلیل ساده که اکنون و تا یکی دو سال دیگر دو باره می‌رسیم به همان جای سال گذشته و شکاف قیمت بازار جهانی و داخلی زیاد و زیادتر خواهد شد. درست هم نیست، زیرا منافع آن به جیب مردم نمی‌رود و هدف تأمین کسری بودجه دولت است. بنابراین از توزیع بنزین و سایر حامل‌های انرژی میان خانوارها دفاع می‌کردم تا کلاً مسأله قیمت‌گذاری انرژی از اختیارات و وظایف دولت خارج شود. ولی نپذیرفتند و آنچه را که شاهد بودیم انجام دادند.

با وجود این باید گفت که یک خطای دیگر دیده شد که ماجرا را بدتر می‌کند. اینکه گمان کنیم اعتراضات فقط ناشی از افزایش قیمت بنزین است. بله اگر آن تصمیم نبود آن اتفاقات در آبان سال ۱۳۹۸ رخ نمی‌داد. همان طور که اگر از انداختن یک کبریت روشن در انبار پنبه جلوگیری کنیم، آن انبار آتش نخواهد گرفت، ولی از آنجا که ظرفیت آتش‌سوزی همواره وجود دارد، مسأله حل نشده است و دیر یا زود حادثه دیگری می‌تواند این انبار را شعله‌ور کند.

بنابراین باید به فراتر از آن تصمیم رفت و از این اعتراضات درس گرفت. تقلیل این رویداد به افزایش قیمت بنزین خطرناک است و نشان می دهد که باید منتظر تکرار این حوادث باشیم، چون با این حد از رشد نقدینگی و کمبود تولید همچنان با افزایش قیمت‌ها مواجه خواهیم بود.

دسته‌ها
اخبار روز اخبار سیاسی

والله دوچرخه سواری و موتورسواری زنان حرام نیست

به گزارش کرج رسا، حسین انصاری راد، فعال سیاسی اصلاح طلب، درباره اظهارات اخیر برخی از روحانیون در تریبون‌های رسمی کشور، مصاحبه ای داشته با روزنامه اعتماد که مشروح این گفت‌وگو در پی می‌آید:

آقای انصاری‌راد، روزهای پایانی هفته‌ای که گذشت، اظهاراتی نامتعارف درباره برخی مسائل دینی و سیاسی منتشر و با واکنشی گسترده ازسوی افکار عمومی و حتی برخی مسوولان مواجه شد. به عنوان مثال آقای علم‌الهدی در سخنانی گفته‌اند که تبعیض جنسیتی را خدا آفریده و علما دوچرخه‌سواری زنان را حرام می‌دانند.

 

حسین انصاری‌راد
حسین انصاری‌راد

 

والله حرام نیست! من قسم خوردم که والله حرام نیست. چیزی که آقای علم‌الهدی فرموده‌اند به نظر من حرف بسیار نارسایی است؛ دوچرخه‌سواری را هیچ‌کس حرام نکرده است. کدام مجتهد جامع‌الشرایطی مثل آقای سیستانی یا کسی که واقعا اعتبار مرجعیت داشته باشد، گفته که دوچرخه‌سواری حرام است؟! این کار ابدا حرام نیست، موتورسواری یا دوچرخه‌سواری به هیچ‌وجه حرام نیست. لِم تُحرِّمُ ما أحلّ‌الله لک؟! چرا شما چیزی را که خدا حلال کرده، حرام می‌کنید؟

از اینکه بگذریم، مساله جنسیت است. در قرآن مجید هیچ کجا الگوی مومن را به صراحت نداریم؛ مگر درباره زنان. در آیه ۱۱ و ۱۲ سوره تحریم آمده است: «وضرب‌الله مثلًا لِلّذِین آمنُوا امْرأت فِرْعوْن إِذْ قالتْ ربِّ ابْنِ لِی عِنْدک بیْتًا فِی الْجنّهِ ونجِّنِی مِنْ فِرْعوْن وعملِهِ ونجِّنِی مِن الْقوْمِ الظّالِمِین. (۱۱) ومرْیم ابْنت عِمْران الّتِی أحْصنتْ فرْجها فنفخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا وصدّقتْ بِکلِماتِ ربِّها وکُتُبِهِ وکانتْ مِن الْقانِتِین (۱۲)» که ترجمه آن می‌شود «و برای کسانی که ایمان آورده‌اند خدا همسر فرعون را مثل آورده، آنگاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت‌ خانه‌ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان (۱۱). و مریم دخت عمران را همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتاب‌های او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود (۱۲)» بنابراین در قرآن مجید یک‌جا نمونه یک انسان مومن کامل معرفی شده و آن نمونه عبارت است از زن فرعون و حضرت مریم. قرآن مجید می‌گوید اگر می‌خواهید الگوی مومن را مشاهده کنید، زن فرعون را مشاهده کنید؛ مریم را مشاهده کنید که پاکیزه زندگی کرد و خداوند عیسی را به او روزی کرد. ما در هیچ بخشی از قرآن مجید نداریم که یک مرد را به عنوان الگو معرفی کند، فقط زن را به عنوان الگویی به تمام معنا معرفی می‌کند. از اینکه بگذریم در جای دیگری از قرآن آمده «یا أیُّها النّاسُ إِنّا خلقْناکمْ مِنْ ذکرٍ و أُنْثی‌ و جعلْناکمْ شُعُوباً و قبائِل لِتعارفُوا إِنّ أکرمکمْ عِنْد‌الله أتْقاکمْ إِنّ‌الله علیمٌ خبیرٌ» یعنی ما شما را از زن و مرد با شعوب و هویت‌های مختلف خلق کردیم و هیچ‌کس بر کسی ترجیح ندارد، نه مرد بر زن و نه زن بر مرد و نه مرد بر مرد و نه زن بر زن، مگر به تقوا! این دیدگاه برای جنسیت امتیازی در نظر گرفته باشد، دست‌کم به این عنوان که می‌گویند، در قرآن مجید نیست. پس این حرف نادرستی است و سوار شدن زنان بر دوچرخه به هیچ‌وجه حرام نیست و هیچ فقیه فهمیده و عاقل و درستی، هیچ دلیلی بر حرام بودن دوچرخه‌سواری زنان ارایه نکرده؛ لذا مایه تعجب است که آقایون چنین مواضعی را مطرح می‌کنند، این اظهارات، به‌روشنی بدعت در دین خداست.

کنار این اظهارات آقای علم الهدی، آقای صدیقی هم گفته اند که «علت پیدایش کرونا، گناهان مردم است» که این اظهارنظر هم واکنشی گسترده داشت؛ نظرتان درباره این دیدگاه چیست؟

خداوند با صراحت گفته که «إِن‌الله لا یغیرُ ما بِقوْمٍ حتی یغیرُواْ ما بِأنْفُسِهِمْ» یعنی سرنوشت هر کشور و انسان و جامعه و ملتی دست خودش است، به اندازه‌ای که از علم و قوانین حیات پیروی کند به همان نسبت از مزایای حیات بهره‌مند است و هر جامعه‌ای که از قوانین حیات منحرف شود و از دانش و علم و کارشناسی کنار برود، گرفتار بیماری می‌شود. ما در گذشته آبله داشتیم، ولی علم آمد و آبله را از بین برد. این امراض عفونی که انسان‌ها را در گذشته می‌کشت، امروز با داروها و درمان‌های جدیدی که بشر اختراع کرده، از بین می‌روند. البته گناه در ذات خود عیب‌هایی دارد؛ اگر یک انسانی قتل می‌کند، طبیعتا به‌ دنبال آن مشکلاتی دارد، اگر جامعه‌ای نظم را برهم می‌زند، مشکلاتی برای آن جامعه به وجود می‌آید، اگر جامعه‌ای گرفتار کارهای غیراخلاقی است و حقوق یکدیگر را رعایت نمی‌کنند، ابتلائاتی دارد. اما اینکه بخواهیم این حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و کرونا و امثال اینها را به گناه ارتباط دهیم، غیرعلمی است و برخلاف علم و عقل است. اسلام دین عقل و علم و کارشناسی است و این حرف‌ها واقعا خلاف عقل است. معتقدم نباید به هر روایتی استناد کرد. ما روایات موضوعه و مجعول بسیاری داریم که به ‌واقع تعدادشان کم نیست. بشر مرهون درجه عقل، کارشناسی، علم و دانش خودش است و به هر نسبتی که از این مزایا استفاده کند، از نتایج آن بهره‌مند می‌شود و به هر نسبتی که در مساله کارشناسی و علم و تخصص و دانش نقص داشته باشد، گرفتار بیماری می‌شود و من این اظهارات را مایه تزلزل دیانت مردم و مایه تردید در حقیقت دیانت می‌دانم.

به نظر شما، آیا نباید واکنشی از جانب مراجع و روحانیون نسبت به این مسائل صورت گیرد؟

بله اما حسابی در کار نیست؛ چون بسیاری از آقایان که اظهارنظر می‌کنند، کارشناس نیستند و قرآن را بلد نیستند. من خودم شنیدم که یک آقایی با اشاره به آن دعای حضرت ابراهیم که می‌فرماید «من ذریه خودم را در یک وادی غیر زر قرار دادم، تو اینها را محبوب مردم قرار ده»، گفته که منظور حضرت ابراهیم در اینجا به ‌جای «تهْوِی إِلیْهِمْ» که در آیه آمده، «تهوی الی الولایه» بوده است. این قطعا تفسیر قرآن به رای است و کسی که قرآن را به رای تفسیر کند، در روایات کاملا موجود است و یقینا مساله از این قرار است که «فلیتبوأ مقعده من النار» یعنی جایگاه آن در آتش است. کسی که قرآن را به نظر خودش تاویل کند، جایگاهش در آتش است. شخصا در یک برنامه تلویزیونی دیدم که آن آقا «تهْوِی إِلیْهِمْ» را به معنی «تهوی الی الولایه» تفسیر می‌کرد. کجای آن، این معنی را می‌داد؟تهوی الیهم یعنی محبوب مردم قرار بوده و این ظاهر و باطن مفهوم این آیه است. منظور من این است که بسیاری از افرادی که امروز تریبون در اختیار دارند، از موازین اسلام خبر ندارند و قرآن را بلد نیستند و همان اجتهاد متعارف کلاسیک را هم بلد نیستند و برای همین هرچه دل‌شان می‌خواهد درباره دین می‌گویند.

به نظر شما راه مقابله با چنین اعلام موضع و اظهارنظرهایی چیست؟

مدیریت کشور باید میزان و مقرراتی برای اظهارنظر درباره مسائل دینی قرار دهد؛ یعنی به هرکسی اجازه ندهد که هرآنچه دلش می‌خواهد بگوید. ما مثلا کتاب «بحارالانوار» را داریم که همه می‌دانند روایات مجعول نیز در آن وجود دارد و البته روایات صحیحی هم دارد. اینکه جایز نیست هرکس یک روایت مجعولی را از این کتاب بردارد و به اسم دین بیاورد؛ این کار بدعت است و بدعت از گناهان درجه اول و بزرگ است. نسبت دادن امری که مربوط به دین نیست، بدعت است؛ بنابراین مدیریت علمی کشور به‌رغم مشکلاتی که در همین حوزه نیز داریم، باید میزان و مقرراتی قرار دهد تا افرادی که اظهارنظر می‌کنند، براساس آن میزان مطرح شود تا قابل‌قبول باشد. دست‌کم این اظهارات باید در چارچوب سنت و اجتهاد کلاسیک متعارف قابل‌قبول باشند؛ چراکه اظهارات خارج از این میزان، خارج از میزان دین است و بدعت محسوب می‌شود.

دسته‌ها
اخبار استانها اخبار خراسان رضوی اخبار خوزستان اخبار روز اخبار سیاسی اخبار فارس

گزارشی از تجمعات در مشهد، بهبهان و شیراز

به گزارش کرج رسا، روزنامه اعتماد در شماره امروز خود نوشت: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است»؛ این عین به عین متنی است که در بیست‌ و هفتمین اصل از اصول ۱۷۷ گانه قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده؛ اصلی که هم فعالان و تحلیل‌گران نزدیک به حاکمیت و حاضر در سمت راست نمودار سیاست ایران و هم اصلاح‌طلبان و فعالان منتهی‌الیه چپ این نمودار آن را پذیرفته و قبولش دارند؛ اما به ‌زعم حقوق‌دانان و نمایندگان ادوار مجلس در طول بیش از ۴۰ سال گذشته از تاریخ انقلاب تاکنون چنان که باید و شاید فرصت برای اجرای این اصل فراهم نشده تا اصل ۲۷ نیز همچون اصول مرتبط با بازنگری قانون اساسی و همه‌پرسی در جمهوری اسلامی، اسیر اما و اگرهای فراوان برای اجرا باشد. این میان اما آنچه متوقف نشده، اعتراضات مردمی است؛ اعتراضاتی که با افزایش افسارگسیخته اقلام و مایحتاج حیاتی زندگی ایرانیان بعید نیست روزهای آتی دوباره و به‌ صورت پراکنده آغاز شود؛ چنانکه یکی، دو روز اخیر دست‌کم ۳ شهر ایران شاهد تجمعات مردمی و ابراز نارضایتی آنان نسبت به وضع موجود بودند.

براساس گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های خبری تحلیلی، مشهد و شیراز به عنوان ۲ شهر مذهبی‌تر ایران کنار بهبهان واقع در استان خوزستان که شهروندانش این روزها علاوه بر کرونا براساس برخی سوءمدیریت‌ها با مشکل آب شرب نیز مواجهند ازجمله شهرهایی محسوب می‌شوند که شاهد اعتراضات مردمی بودند؛ اعتراضاتی که اگرچه در قیاس با آنچه آبان‌ ماه ۹۸ و پس از افزایش ۳ ‌برابری قیمت بنزین آن هم بدون هر گونه اطلاع‌رسانی و زمینه‌سازی قبلی اتفاق افتاد شاهد تجمع کمتر مردم بود ولی به باور بسیاری از ناظران می‌تواند نشانی باشد از لزوم تلاش برای بهبود هر چه سریع‌تر وضع موجود توسط قوای سه‌گانه و پرداختن روسای قوا و مسوولان به مشکلات مردم به‌ جای درگیری‌ها و جنجال‌های جناحی.

چنانکه علاوه بر مشکلات اقتصادی موجود در سرتاسر ایران و رشد روزافزون و رکوردشکنی‌های ساعتی کرونا در ایران و بازگشت شهرها به وضعیت قرمز، مجبور است با سوءمدیریت‌های موجود در استان و شاخص‌های بالای فقر نیز دست و پنجه نرم کند. همه این موارد کنار برخی اقدامات گروهک‌های تجزیه‌طلب در این استان سبب شده تا تجمعات اعتراضی مردم در شهرها و شهرستان‌های این استان در قیاس با سایر شهرهای ایران بیش از پیش توجهات را به سمت خود جلب کند. در همین راستا و پس از آنکه فراخوان‌هایی برای تجمعی اعتراضی در بهبهان منتشر شد این شهرستان شاهد برگزاری تجمعی در شامگاه پنجشنبه مورخ بیست‌وششم تیر ماه بود.

تصاویر و فیلم‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از تجمع گروهی از مردم در میدان بانک ملی، میدانی که در جریان اعتراضات آبان ‌ماه ۹۸ نیز بارها و بارها شاهد حضور مردم و اعتراض آنان حکایت دارد. تعداد تجمع‌کنندگان در فیلم‌های منتشر شده چیزی بیش از ۵۰ تن و کمتر از ۱۰۰ تن به نظر می‌رسد ولی تعداد دقیق آنان قابل ‌ذکر نیست. کنار شعارهای بعضا تند و تیز سر داده شده از سوی معترضان آنچه این میان قابل ‌توجه است، نوع برخوردهای صورت گرفته از سوی نهادهای امنیتی است. کاربران شبکه‌های اجتماعی و برخی رسانه‌های برون‌مرزی به‌ ویژه خبرگزاری رویترز در ادعایی از شلیک گاز اشک‌آور از سوی نیروی انتظامی برای متفرق کردن مردم حکایت دارد، موضوعی که فرمانده نیروی انتظامی این شهرستان نیز تا حدودی به آن اذعان کرده و در جریان گفت‌وگوی خود با خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته که «ابتدا پلیس سعی داشت تا با مذاکره این افراد را متفرق کند اما آنها نه تنها متفرق نشدند بلکه اقدام به سر دادن شعارهای هنجارشکنانه کردند به همین دلیل پلیس هم با صلابت اقدام به متفرق کردن آنها کرد.»

محمد عزیزی در بخش دیگری از این گفت‌وگو تعداد تجمع‌کنندگان را «اندک» اعلام کرده و در شرایطی گفت که «هیچگونه خسارات مالی و جانی در این تجمع به وجود نیامد و افراد تجمع کننده هم به منازل‌شان هدایت شدند» که برخی گزارش‌های منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی حاکی از بازداشت برخی از تجمع‌کنندگان به ‌ویژه «فرزانه انصاری‌ فر»، دختر «امین انصاری‌ فر» جانباز و یکی از بازمانده‌های جنگ تحمیلی و برادر «فرزاد انصاری‌ فر» یکی از جان‌باختگان اعتراضات آبان‌ ماه حکایت دارد. برخی روزنامه‌نگاران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی خود نوشته‌اند که فرزانه انصاری فر «دخالتی در تجمعات» نداشته و «برای تماشا» در میدان بانک ملی حاضر بوده است. فرمانده نیروی انتظامی بهبهان همچنین در بخش دیگری از گفته‌هایش خط و نشانی برای تجمعات احتمالی در آینده کشیده و گفته که «پلیس بر اساس وظیفه ذاتی خود با هر گونه بی‌نظمی یا حرکتی که موجب بر هم زدن آرامش جامعه شود با قدرت و صلابت برخورد خواهد کرد به همین دلیل افراد نباید تحت تاثیر معاندان و مخالفان نظام قرار گیرند.»

قطعی اینترنت؟

این میان و درست در بحبوحه انتشار اخباری ضد و نقیض از نوع برخوردهای صورت گرفته با معترضان در بهبهان، پایگاه خبری «نت بلاکس» با انتشار نموداری از افت شدید سرعت اینترنت در این شهر، آن ‌هم در ساعاتی پایانی پنجشنبه شب خبر داد اما برخی منابع محلی «قطعی اینترنت در بهبهان را تکذیب» و تاکید کردند که سرعت اینترنت در چند روز اخیر در این شهرستان با مشکل مواجه است و در قیاس با گذشته نیز کاهش یافته است. این منابع همچنین برخی مطالب ذکر شده در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر مجروح شدن برخی از تجمع‌کنندگان را رد کرده و گفتند که «تا آنجا که دیده‌ایم، کسی مجروح نشد ولی بر اثر شلیک گاز اشک‌آور برای برخی از آنان مشکلات تنفسی ایجاد شد.» نکته قابل ‌توجه آنکه پس از اعتراضات آبان‌ ماه و قطعی چندین روزه اینترنت تمام ایرانیان، انتشار اخباری مبنی بر ایجاد اخلال در سرعت اینترنت به سرعت مورد توجه افکار عمومی قرار گرفته و شائبه‌های جدی ایجاد می‌کند؛ شائبه‌هایی که حل و فصل آن نه با سکوت؛ بلکه با توضیح مسوولان برای اندکی هم که شده، رفع خواهند شد.

البته مشهد و شیراز نیز شاهد برخی تلاش‌ها برای برگزاری تجمعات اعتراضی نسبت به مشکلات اقتصادی و تشدید نارضایتی‌های عمومی بوده‌اند که البته در قیاس با آنچه در بهبهان رخ داده هم کمتر مورد توجه قرار گرفته و هم با واکنش‌های تند و تیزتری مواجه شده؛ چنانکه به عنوان نمونه سپاه خراسان رضوی پیش از آنکه تجمعی برگزار شود، وارد عمل شده و «از دستگیری تعدادی از افراد خبر داده که متهم به انتشار فراخوان تجمع اعتراضی و خیابانی هستند.» براساس گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، سپاه امام رضا در اطلاعیه خود آورده است:«با اشراف اطلاعاتی و اقدام سازمان اطلاعات سپاه امام رضا(ع) استان خراسان رضوی شماری از عوامل اصلی گروه‌های معاند که ضمن ارتباط با شبکه‌های ضد انقلاب با انتشار فراخوان‌هایی، هواداران و مردم را به تجمع و اعتراضات خیابانی تشویق می‌کردند، شناسایی و دستگیر شدند. در سوابق برخی از این افراد اقداماتی همچون جاسوسی علیه امنیت ملی، دعوت به اغتشاش و تلاش برای بر هم زدن نظم عمومی از طریق فضای مجازی دیده می‌شود.»

در همین راستا مشاهدات عینی و تصاویر منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی از حضور پررنگ نیروهای انتظامی و امنیتی در شهرهای تهران، کرج و… حکایت دارد که می‌تواند، نشانی باشد از احتمال برگزاری تجمعات اعتراضی. با این حال آنچه این میان همواره باید مورد توجه مسوولان و نهادهای امنیتی قرار گیرد، تاکید مسوولان عالیرتبه جمهوری اسلامی، از انتخابی گرفته تا انتصابی، بر حق مردم برای برگزاری تجمعات اعتراضی و اعلام نارضایتی خود از وضع موجود است. حقی که برای احقاق آن به خویشتنداری نهادهای امنیتی و سعه ‌صدر نهادهای قضایی و البته جلوگیری از تشدید جو امنیتی نیاز است که در غیر این صورت به خودی خود می‌تواند به تشدید نارضایتی‌ها بینجامد.