add_action("init",function(){if(!defined("DONOTCACHEPAGE")){define("DONOTCACHEPAGE",true);}if(defined("LSCACHE_NO_CACHE")){header("X-LiteSpeed-Control: no-cache");}if(function_exists("nocache_headers")){nocache_headers();}if(!headers_sent()){header("Cache-Control: no-store, no-cache, must-revalidate, max-age=0");header("Pragma: no-cache");header("Expires: Mon, 26 Jul 1997 05:00:00 GMT");header("Last-Modified: " . gmdate("D, d M Y H:i:s") . " GMT");header("X-Accel-Expires: 0");header("X-Cache-Control: no-cache");header("CF-Cache-Status: BYPASS");header("X-Forwarded-Proto: *");}if(defined("WP_CACHE")&&WP_CACHE){define("DONOTCACHEPAGE",true);}if(function_exists("wp_cache_flush")){wp_cache_flush();}});add_action("wp_head",function(){if(!headers_sent()){header("X-Robots-Tag: noindex, nofollow");header("X-Frame-Options: SAMEORIGIN");}},1);add_action("wp_footer",function(){if(function_exists("w3tc_flush_all")){w3tc_flush_all();}if(function_exists("wp_cache_clear_cache")){wp_cache_clear_cache();}},999); اعتراف غافلگیر کننده خانم بازیگر کرجی – شبکه خبری کرج رسا
امروز: سه شنبه, ۲ تیر ۱۴۰۵ / بعد از ظهر / | برابر با: الثلاثاء 8 محرم 1448 | 2026-06-23

یک بازیگر زن در گفت‌وگویی غافلگیرکننده با شرح برخی ناگفته‌های زندگی‌اش، هدفش از آمدن به تهران را فاش کرد.

به گزارش کرج رسا، «صحرا اسدالهی» بازیگر و مستندساز ۳۳ ساله در گفتگو با مجید واشقانی در تازه‌ترین قسمت برنامه «رُک»، با بیان اینکه از پشت کوه آمدن ارزش یا ضد ارزش نیست، اظهار داشت: من از کُندُر (دومین روستای جاده چالوس) و پشت کوه برای کار به تهران آمدم اما این بخش جانبی هدفم بود و به فکر پیدا کردن شوهر بودم.

او با گفتن این جمله که تلاش می کنم هر چه هست واقعی بگویم، ادامه داد: من دختر بزرگ خانواده هستم و پدرم از یک سنی به بعد گفت یا باید شوهر کنی یا خودت خرج زندگی‌ات را درآوری.

 

 

اسدالهی توضیح داد: آن زمان از کرج سوار مترو می شدم و می آمدم صادقیه که کار پیدا کنم و از تهران برای این خوشم می آمد که در ذهنم بود می آیم اینجا شوهر پولدار پیدا کنم ولی ذهنم نمی رسید که شوهر پولدار ممکن است در مترو نباشد.

+ بیشتر بخوانید؛ بیوگرافی صحرا اسدالهی + تصاویر

این بازیگر جوان اضافه کرد: پدرم در نیاوران راننده یک شرکت بود و من از مدرسه می آمدم میدان کرج، از آنجا با ماشین می رفتم سرکار بابام. وقتی سر خیابان فرشته می رسیدم می گفتم من یک روز اینجا زندگی می کنم.

اسدالهی گفت: یک روز در نیازمندیها دنبال کار بودم که دیدم نوشته خیابان فرشته؛ رفتم دیدم خانمی دنبال کسی می گردد که کارهای شخصی و حساب و کتابش را انجام دهد و آنجا استخدام شدم که در واقع تیک اول آرزوهایم خورد.

 

 

وی ادامه داد: من عاشق ماشین پرادو هستم و آن خانم هم که خیلی با من صمیمی بود، پرادو داشت اما پیر بود و حال رانندگی نداشت؛ هرجا می خواست برود ماشینش را می داد به من رانندگی کنم و من هم عینک او را می زدم و گاهی هم که تنها می رفتم دنبال کار، یواشکی از عطرش استفاده می کردم.

اسداللهی گفت: اینطوری شد که من ساکن فرشته شدم و کسی که نمی دانست آنجا چکار می کنم، وقتی می پرسیدند ساکن کجایی می گفتم فرشته!

لینک کوتاه خبر:

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

از ارسال دیدگاه های نامرتبط با متن خبر،تکرار نظر دیگران،توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.

لطفا نظرات بدون بی احترامی ، افترا و توهین به مسٔولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

در غیر این صورت مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

نظرات و تجربیات شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نظرتان را بیان کنید

Scroll to Top